عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

16

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

تناقض ندارد . [ باعد در رسم الخط عثمانى به صورت « بعد » نوشته مىشود كه چنين ساختارى ، در بردارندهء احتمالات قرائتى است ] و چهار وجه ديگر با رسم الخط عثمانى اختلاف دارد . چون اختلاف در نخستين آنها به جانشينى كلمه‌اى جاى كلمهء ديگر به همان معنا محدود مىشود [ جانشينى « زقية » به جاى « صيحة » ] و دومين آنها ، جانشينى و تغيير آواست كه موجب تغيير معنا مىگردد [ « طلح » و « طلع » ] و سومين آن ، اختلاف در ترتيب كلمات است كه مخالف وضع رايج است [ تقديم و تأخير « الحقّ » و « الموت » ] و چهارمين آن ، زيادت يا نقصان نسبت به متن مشهور مىباشد [ « نعجة » و « نعجة انثى » ] همهء اينها داخل در مفهوم حروف هفتگانه است و مهم در نظر ابن قتيبه آن است كه اختلاف بين دو « حرف » به مرحلهء تضاد نرسد و گرنه از « حروف هفتگانه » خارج مىشود و قرائت به آن حرام مىگردد البته جايز است كه « اختلاف » از باب « تفاوت » باشد كه معناى متن با آن هماهنگ بوده و در تناقض نيست « 1 » . امّا ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ( در گذشته به سال 310 ه . ق . ) معتقد است ، حروف هفتگانه « هفت لهجه يا هفت زبان از بين زبانهاى عرب است كه شمارش آنها [ زبانهاى عرب ] غير ممكن است . » « 2 » . حروف هفتگانه‌اى كه قرآن به آنها نازل شده است ، همان زبانهاى هفتگانه در يك « حرف » و يك كلمه با اختلاف لفظ و اتّحاد معناست . مثل [ آنچه گفته مىشود ] : « هلمّ ، أقبل ، تعال ، الىّ ، قصدى ، نحوى و قربى » و امثال آن كه واژگان در آن به گونه‌هايى از تلفظ متفاوتند و اتّحاد معنايى با هم دارند ، هر چند كه زبانها در بيان آن با هم متفاوتند « 3 » . طبرى در توضيح مىافزايد : « ما مدّعى نيستيم كه اينها [ حروف ] امروزه وجود دارند ، بلكه گفتيم ، معناى سخن پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - كه فرمود : « قرآن بر هفت حرف نازل شده است » به شيوه‌اى است كه خبرهاى پيشين - كه از آن ياد كرديم « 4 » - آنها را ارائه كرده‌اند و اكنون به اختيار

--> ( 1 ) ابن قتيبه ، تأويل مشكل القرآن ، ص 31 . ( 2 ) محمد بن جرير الطبرى ، جامع البيان عن تأويل القرآن ( تفسير الطبري ) ، ج 1 ، صص 46 - 47 . ( 3 ) همان ، ج 1 ، صص 57 - 58 . ( 4 ) همان .