عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
289
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
نقد اصطلاحى [ احاديث به ترتيب شماره ] 1 - إسناد آن صحيح است . 2 - إسناد آن صحيح است . 3 - إسناد آن به خاطر وجود ابى ربيع السّمان واقعا ضعيف است و شعبه او را به دروغ متّهم كرده است امّا گذشت كه حديث با دو إسناد صحيح است . روايتهاى ابن عباس 1 - « يونس بن عبد الاعلى برايم حديث كرد و گفت : ابن وهب به ما خبر داد و گفت : يونس به من خبر داد - و خبر داد من ( ابو جعفر ) را ابو كريب و گفت : رشدين بن سعد برايم حديث كرد از عقيل بن خالد - و همگى از ابن شهاب كه وى گفت : عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبه برايم حديث كرد كه ابن عباس براى او حديث كرده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : جبرييل بر من بر يك حرف قرائت كرد پس من آن را برگرداندم و همچنان زيادت مىطلبيدم پس جبرييل بر من مىافزود تا اين كه به هفت حرف رسيد . ابن شهاب مىگويد : به من رسيده است كه آن هفت حرف در واقع يكى هستند و در حلال و حرام اختلاف ندارند » . 2 - « ابن برقى براى ما حديث كرد و گفت : ابن أبى مريم براى ما حديث كرد و گفت : نافع بن يزيد براى ما حديث كرد و گفت : و عقيل بن خالد از ابن شهاب براى ما حديث كرد و او از عبيد اللّه بن عبد اللّه و او از ابن عباس و او از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : « جبرييل قرآن را به يك حرف بر من خواند پس از او زيادت طلبيدم و او هم افزود و باز زيادت طلبيدم و او هم افزود تا اين كه به هفت حرف رسيد . نقد اصطلاحى [ احاديث به ترتيب شماره ] 1 - إسناد اوّل حديث صحيح است امّا اسناد دومى كه در آن « رشدين بن سعد » واقع شده ، ضعيف مىباشد . رشدين با اين كه مردى صالح بوده ولى دچار فراموشى و سهو ( غفلت ) بوده و خطاهاى بسيار داشته است به طورى كه روايتهاى منكر وى زيادت است ( 1 ) امّا چنان كه از حديث دوم از عقيل بن خالد روشن مىشود روايت وى ، متفرّد نبوده است .