عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

280

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

كرد و باز مردى ديگر آمد و بر خلاف قرائت ما ، قرائت كرد . پس شك و دروغ بيش از آن چه كه در جاهليت داشتم در من راه يافت . لذا دست آنها را گرفتم و به نزد پيامبر ( ص ) بردم و گفتم : اى رسول خدا ؛ از اين دو بخواه تا قرائت كنند . يكى از آنان قرائت كرد و پيامبر فرمود : درست است و سپس از ديگرى خواست تا قرائت كند و باز فرمود : درست است . پس شك و دروغى بيش از جاهليّت در دلم راه يافت كه رسول ( ص ) دست بر سينه‌ام زد و فرمود : خداوند تو را از شك حفظ كناد و شيطان را از تو دور نمايد . اسماعيل بن ابى خالد در روايت گفت : [ ابى گفت ] غرق عرق شدم - ولى ابن ابى ليلى اين را نگفته است - ابىّ گفت ، رسول ( ص ) فرمود : جبرييل نزد من آمد و فرمود : قرآن را بر يك حرف بخوان . گفتم : امّتم نمىتواند . تا اين كه هفت بار گفت ، پس به من گفت : بر هفت حرف قرائت كن و در هر بار حق دارى چيزى بخواهى . [ پيامبر ( ص ) خواسته‌اى خواست و ] فرمود : در اين خواسته ، همهء مردم حتى ابراهيم به من نيازمند افتند » . 9 - « ابو كريب براى ما حديث كرد و گفت براى ما حديث كرد عبد اللّه از ابن ابى ليلى و او از حكم و او از عبد الرحمن بن ابى ليلى و او از أبىّ و او پيامبر ( ص ) [ كه شبيه روايت بالاست ] . 10 - « احمد بن محمد طوسى برايم حديث كرد و گفت براى ما حديث كرد عبد الصمد و گفت پدرم برايم حديث كرد و گفت : حديث كرد ما را محمّد بن جحادة از حكم - پسر عتيبة - و او از مجاهد و او از ابن ابى ليلى و او از أبىّ بن كعب كه گفت : جبرييل نزد پيامبر ( ص ) كه در أضاة بنى غفار « 1 » بود ، آمد و گفت : خداوند به تو فرمان داده است تا براى امّت خود قرآن را به هفت حرف بخوانى و هر كس يك حرف از آن را قرائت كند ، [ قرائتش همان است كه قرائت كرده است [ و درست است ] . 11 - « محمد بن مثنى براى ما حديث كرد و گفت : محمد بن جعفر براى ما حديث كرد و گفت : شعبه از حكم و او از مجاهد و او از ابن ابى ليلى و او از أبىّ بن كعب كه ، پيامبر ( ص ) در أضاة بنى غفار بود . ابىّ مىگويد : جبرييل نزد پيامبر آمد و گفت : خداوند به تو امر كرد كه قرآن را بر امّت خود به

--> ( 1 ) أضاة ، آبگير يا آب جمع آمده ( در بركه‌اى ) به واسطه سيل و يا چيز ديگر . ( لسان العرب ، ج 14 ، ص 38 ) . أضاة بنى غفار ، كه مفرد آن أضاء است مكانى در مدينه مىباشد . أضاة واحد أضاء است [ توجه به « واحد » به جاى « مفرد » در اسم جنس جمعى ] ( معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع ، ابو عبيد عبد اللّه بن عبد العزيز بكرى اندلسى در گذشته به سال 487 ه . ق . ج 1 ، ص 164 ، تحقيق استاد مصطفى السقا ) .