عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
279
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
ابو خالد براى ما حديث كرد و نيز عبد الحميد بن بيان القناد براى ما حديث كرد و گفت : محمد بن يزيد واسطى از اسماعيل و او از عبد اللّه بن عيسى بن عبد الرحمان بن ابو ليلى و او از جدّش و او هم از أبىّ بن كعب كه گفت : در مسجد بودم و مردى آمد و نماز گزارد ؛ وى طورى قرائت كرد كه آن را نپسنديدم . آن گاه مرد ديگرى آمد و قرائتى غير از قرائت دوستش كرد لذا همگى نزد پيامبر ( ص ) رفتيم . ابى مىگويد : به رسول خدا گفتم : اى رسول خدا ، اين يكى قرائتى كرد و من آن را نپسنديدم و سپس اين ديگرى هم داخل مسجد شد و قرائتى غير از قرائت دوستش كرد پس رسول خدا ( ص ) به هر دو دستور داد تا قرائت كنند و پس پيامبر ( ص ) هر دو قرائت را نيكو داشتند . پس احساس دروغ در جانم رسوخ كرد كه چنين احساسى در جاهليت نداشتم . وقتى پيامبر ( ص ) احساس مرا فهميد دستى به سينهام زد كه غرق عرق شدم گويى از ترس به خداوند مىنگرم . به من فرمود : اى أبىّ خداوند فرستاد به سويم تا قرآن را بر حرفى بخوانم پس آن را برگرداندم و گفتم : بر امّتم آسان بگير ! بار دوم به من جواب آمد كه قرآن را بر يك حرف بخوانم . پس رد كردم و گفتم : بر امتم آسان بگير . بار سوم در جوابم گفته شد كه قرآن را بر هفت حرف بخوان و در هر بار حق دارى چيزى از من بخواهى و من گفتم : خدايا امّتم را بيامرز ، خدايا امّتم را بيامرز و درخواست سومى را براى روزى كه همهء خلق حتى ابراهيم به من روى مىآورند به تأخير افكندم . « امّا ابن بيان ( القناد ) در حديثش مىگويد : پيامبر ( ص ) به آنها [ ابىّ و دو مرد ] فرمود : درست و نيكو قرائت كرديد . همچنين وى در حديثش آورده كه ( ابى گفت ) : غرق عرق شدم » . 7 - « ابو كريب براى ما حديث كرد و گفت : محمد بن فضيل براى ما حديث كرد از اسماعيل بن أبى خالد كه با إسناد خود از پيامبر ( ص ) همانند روايت بالا را آورده و در آن روايت كرده كه : پيامبر به من ( ابىّ ) گفت : از شك و دروغ به خدا پناهت مىدهم . و نيز فرمود : خداوند به من فرمان داد تا قرآن را بر يك حرف قرائت كنم . گفتم : خدايا بر امتم آسان گير . گفت : آن را بر دو حرف قرائت كن و به من فرمان داد تا بر هفت حرف قرائت كنم ؛ از باب هفت در بهشت ؛ كه همگى كافى و شافى هستند » . 8 - « ابو كريب براى ما حديث كرد و گفت : وكيع براى ما حديث كرد از اسماعيل بن ابى خالد و او از عبد اللّه بن عيسى بن ابى ليلى - و ابن ابى ليلى از حكم - و او نيز ( ابن ابى ليلى ) از أبىّ كه وارد مسجد شدم و نماز گزاردم و سورهء نحل را قرائت كردم سپس مردى آمد و غير از قرائتم ، قرائت