عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

268

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

را از هزار و چهار صد و پنجاه و نه طريق گردآورده است » « 1 » . اين عبارت نيز عينا از ابن جزرى آمده است « 2 » . و گمان مىكنم كه كشف الظنون از ابن جزرى نقل كرده باشد چون در اين كتاب چيزى مخالف با آن وجود دارد ، زيرا هذلى در پايان « كتاب الاسانيد » اين گونه آورده است : « آنچه گذشت ، قرائات سبعه و قاريان آنها و اختيارات قرائتى دانشمندان نقاط مختلف بود . سپس اين قرائتها را دنبال كرده و اختيارى قرائتى مطابق با اختيار پيشينيان با نگاه به قواعد عربى ، فقه ، كلام ، قرائات و تفاسير ، سنن و معانى ، انتخاب كردم . اميد دارم كه به يارى و توفيق خداوند مفيد باشد . طرق قرائتى كوفيان ، چهار صد و شصت طريق است كه از كسايى و دو راوى وى [ اللّيث - ابو عمرو الدورى ] اندك است . تمام طرق قرائتى از شهرهاى مختلف ، پنج هزار و چهار صد و پنجاه و نه طريق مىباشد . » « 3 » . سالها بعد از هذلى ، ابو معشر عبد الكريم طبرى ( در گذشته به سال 478 ه . ق . ) مىآيد كه كتاب « شوق العروس » « 4 » در قرائتهاى شاذ را نوشته است . بدين ترتيب با اين كتاب سدهء پنجم به پايان مىرسد . در قرن ششم ، ابو محمد عبد اللّه بن على بن بير معروف به سبط الخياط البغدادى ( در گذشته به سال 541 ه . ق . ) كتاب « المبهج » را نوشت « 5 » . در مراجع شواذ كتابى به نام « الغاية » آمده كه نام سه كتاب است كه در قرائتهاى دهگانه نوشته شده است . يكى از آنها از احمد بن حسين بن مهران ( در گذشته به سال 381 ه . ق . ) و از نوشته‌هاى قرن چهارم مىباشد « 6 » . دومى از ابو جعفر احمد بن على مقرى معروف به ابن باذش ( در گذشته به سال 540 ه . ق . ) است كه به شيوهء ابن مهران تأليف كرده است « 7 » . و سومى از حافظ ، حسن بن احمد بن سهل ، ابو العلاء همدانى ( در گذشته به سال

--> ( 1 ) مصطفى بن عبد اللّه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 256 . ( 2 ) ابن الجزرى ، النشر ، ج 1 ، ص 35 . ( 3 ) هذلى ، الكامل ، پايان كتاب الاسانيد . ( 4 ) ابن الجزرى ، غاية النهاية فى طبقات القراء ، ج 1 ، ص 401 . در اين مرجع به اشتباه ، « سوق » آمده است . ( 5 ) مصطفى بن عبد اللّه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 372 و غاية النهاية ، ج 2 ، ص 434 . ( 6 ) ابن الجزرى ، غاية النهاية فى طبقات القراء ، ج 1 ، ص 49 . ( 7 ) مصطفى بن عبد اللّه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 148 .