عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
237
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
نسبيّت قواعد و قيد و بندهاى معيارهاى نحوى بصريان و كوفيان ، ديدگاه ابن جنّى مانع آن نمىشود كه از مفهوم عام و كلى شذوذ ، بهرهبريم . امّا در رابطه با مشكل ما ؛ پيشينيان براى شذوذ معيارهايى وضع كردهاند كه شايسته است دربارهء آن به طور مبسوط سخن بگوييم . امّا بايد مسأله را از ابتداى آن آغاز كنيم . گفتيم كه ظهور مصحف نمونه [ امام ] در حقيقت اعلام حكم شذوذ بر هر آنچه بود كه از آن مصحف خارج بوده است . در واقع ، اين ، همان معناى مورد نظر از توصيف قرائت به شاذ مىباشد ، يعنى جدايى از روش مصحف نمونه [ امام ] بدون جرح و تعديل . اين گرايش را قبل از نوشتن مصحف نمونه [ امام ] در روايت عمر مشاهده كرديم كه وى دستور داد تا آن جوان آنچه را كه از قرائت مشهور فراتر است ، از مصحف خويش پاك نمايد . در اين زمان ، هنوز براى روايت معيارهاى « تواتر » ، « صحيح » ، « ضعيف » و « منكر » وضع نشده بود . با گذر زمان ، اين قرائتها - كه در صدر اسلام در ضمن حروف هفتگانه مقبول بوده است - با تعارضات شديدى مواجه شد كه تصوير اين تعارضات را در مخالفت حجّاج بن يوسف نسبت به قرائت ابن مسعود ، در ربع آخر قرن اول ، مشاهده مىكنيم . بدين ترتيب ، شذوذ از عيوب روايتها شد بدين معنا كه هر چه كه از متن اجماع شده [ مصحف امام ] خارج مىنمود ، شاذ يعنى ضعيف يا منكر ناميده مىگشت امّا قبل از بررسى تحول معناى شذوذ و معيارهاى آن ، بهتر است كه به تفسير كلمه « حرف » بپردازيم كه به نظر ما با منشأ معناى شذوذ در قرائت قرآن ارتباط دارد . معناى حرف در لسان العرب آمده است : « اصل « حرف » به معناى « طرف و جانب » است چنان كه حرفا الرأس يعنى دو طرف سر و حرف السفينة و الجبل يعنى كنارههاى آن . جوهرى مىگويد : حرف كلّ شىء يعنى جانب ، لبه و كناره چنان كه حرف الجبل يعنى لبهء كوه ( ستيغ ، پرتگاه ) « 1 » » ابن منظور در پرتو اين معناى اصلى ، واژه حرف را به « صورت هجايى » اطلاق كرده است « 2 » ، چون هر صوتى ، در حقيقت يكى از « سو و كنارههاى » كلمه مىباشد . امّا اطلاق
--> ( 1 ) ابن منظور الافريقى ، لسان العرب ، ج 9 ، ص 42 . ( 2 ) همان . ص 41 .