عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
207
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
على رغم تمام آنچه كه در جواز و دفاع از قرائت « افلم يتبيّن » گفته شده است ، ولى بدون شك ، سند آن از سند قرائت مشهور [ افلم ييئس ] ضعيفتر است از اين رو بايسته است در همين حد بررسى و فهم اشارات لغوى و تاريخى آن ، بسنده كرد . قرائتى ديگر از اين دسته قرائتها ، قرائت او « قد شعفها حبّا » « 1 » نظير قرائت عمومى « قد شغفها حبّا » است كه هر دو قرائت از وى روايت شده است . با اين كه در رسم الخط عثمانى بين اين دو قرائت تفاوتى نيست امّا در معنا ، تفاوتى نسبى دارند . توضيح مطلب آن كه « شعف » در « شعفها » يعنى رسيدن عشق يوسف به قلب زليخا كه از شدت عشق نزديك است قلبش را آتش زند . امّا « شغف » در « شغفها » يعنى گويى عشق يوسف پردهء قلب زليخا را شكافته و به آن وصال يافته است « 2 » . پس نتيجه يكى است يعنى زن عزيز مصر ، زليخا ، مجنون عشق به يوسف ( ع ) گشته است . امّا نمايش اين دلباختگى از قرائتى تا قرائت ديگر متفاوت است . بدين ترتيب است كه برخى قرائتها ، با حفظ صورت نگاشته شده در مصحف عثمان ، ديدگاههايى در چگونگى برداشت از بافت معنايى قرآنى [ سياق ] به ما مىبخشند . از روى عمد ، سخن در باب مصحف على [ ع ] طولانى شد تا حقيقتى كه در برخى از كتابهاى قديم و جديد شايع شده است براى همگان روشن گردد چه در اين كتابها رازهايى وجود دارد كه دانشمندان از ورود به آن به خاطر لا ينحل بودنش پرهيز كردهاند چرا كه سخن گفتن دربارهء آن همچون نبش قبر بوده و بىادبى است به احساسات برخى ، بدون هيچ دليل و علتى . با توجه به آنچه گذشت ، دوست دارم تأكيد كنم كه ديگر اين مسأله لاينحل و بغرنج ننموده و در بردارندهء امورى اسرارآميز و ممنوع نمىباشد زيرا مسأله قرآن مهمتر ، تاريخ آن روشنتر و روحيهء آن بىباك و شجاع است كه در برابر حقارت استهزاء كنندگان ، غفلت رازپردازان و ياوههاى عالم نمايان ، مىايستد . هيچ چيز جز بيان صريح و گفتگوى آزاد ، راه حل پيچيدگيها و توجيهات سرّى كه نيروهاى پنهان و راز آميز به عقلهاى ساده الهام مىكنند ؛ نيست ، نيروهايى كه افسانهها بر آن
--> ( 1 ) گروهى حدود هجده قارى به اضافهء على [ ع ] ، حسن بصرى ، شافعى ، مجاهد ابن محيصن ، چنين قرائت كردهاند . ( 2 ) ابن جنّى ، المحتسب ، ص 82 [ الكشاف ، ج 2 ، ص 467 ] .