عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

199

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

قريشى است در اين قرائتهاى منسوب به على [ ع ] - با اين كه قريشى مطلّبى است - به ضم مىباشد . بدون شك ، اين روايتهاى مضموم ، به تميم نسبت داده مىشود - چه منابع بر آن تصريح كرده باشند و چه نكرده باشند - . از جمله سخن ابن جنّى است كه مىگويد : در قرائت رِبِّيُّونَ ، ضمه بنابر لهجهء تميمى است و كسره رِبِّيُّونَ هم لهجه‌اى است « 1 » . يا آنچه كه ابو حيّان آورده است كه ضمّه در « مرية » به لهجهء قبيلهء « اسد » و « تميم » است « 2 » . ابو حيّان و كرمانى در زمينهء قرائت « قنوان » و « صنوان » گفته‌اند كه به لهجهء قبيله « قيس » است و كسره [ قنوان و صنوان ] در ميان عرب مشهورتر است « 3 » . از گرايشهايى كه پژوهشهاى جديد زبان‌شناسى بر آن تأكيد دارد ، گرايش بدويان به « ضمّ » و شهرنشينان به « كسر » است . مراد از تميم در اين جا ، قبيلهء مشخصى نيست ، چنان كه در ابتدا به ذهن خطور مىكند ، بلكه نماد گروه بزرگى است كه در وسط و شرق شبه جزيره زندگى مىكردند كه از مهمترين اركان آن ، قبيلهء تميم بوده است . اينها نمايندگان جنبهء بدويّت در شبه جزيره بوده‌اند و قريش ، انصار ، هذيل و ثقيف و ديگر قبيله‌هاى شمالى شبه جزيره ، نمايندگان جنبهء مدنيّت آن . بنابراين گرايش به « ضمّ » يا « كسر » چيزى است كه قوانين آوايى آن را مجاز مىشمرد . دكتر ابراهيم انيس مىگويد : « قبايل بدوى به طور كلى به معيار جانشينى آواى نرم [ جانشين شدن ضمّه به جاى كسره ] به نام ضمّ [ ضمّه دادن ] گرايش دارند چون يكى از نشانه‌هاى خشونت بدوى است بنابراين هر جا كه قبايل غير بدوى به « كسره » تلفظ مىكنند ، قبايل بدوى را هم مىيابيم كه به « ضمه » تلفظ مىكنند . « كسره » و « ضمه » از حيث آوايى به هم شبيه هستند چون هر دو از آواهاى نرم فشرده مىباشند لذا هر يك از اين دو در بسيارى از پديده‌هاى زبانى ، جاى ديگرى را مىگيرند . [ جانشين سازى آوايى ] . با اين همه ، كسره نشانهء شهرنشينى و نرمى در بيشتر محيطهاى زبانى است و بدين‌سان حركت مؤنث در زبان عربى ، قرار گرفته است ( 45 ) چه تأنيث معمولا محل نرمى و لطافت و يا جنس مؤنث

--> ( 1 ) عثمان بن جنّى ، المحتسب ، ص 40 . ( 2 ) ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 5 ، ص 211 . ( 3 ) همان ، ج 4 ، ص 189 و الكرمانى ، شواذ القراءة ، ص 80 .