عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
171
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
پيامبر [ ص ] ، ابىّ و ابن مسعود ، ( انّا انطيناك ) « 1 » به جاى « أَعْطَيْناكَ » قرائت كردهاند . همهء اين روايتهاى قرائتى و امثال آن را كه سنتهاى لهجهاى تفسير مىكنند ، در حوزهء باز قرائتها در صدر اسلام جايز بوده بعضى از اين روايتها را قوانين آوايى مجاز مىشمرد ، چنان كه در قرائت ابىّ : « عتّ » ، « بحثر » ، « صلقوكم » و « حرج » چنين است . چه بسا تفسير اين مثالها براى كسى كه اندك اطلاعات زبان شناسى داشته باشد ، آسان نمايد . وقتى كه دو صوت كنار هم قرار مىگيرند و يكى مجهور و ديگرى مهموس باشد ، صوتى كه مقدّم است [ مجهور ] از آن صوتى كه متأخر است [ مهموس ] متأثر مىگردد و در آن ادغام [ ادغام صغير متقارب ] مىشود مثل : عذت عتّ . در ميان قاريان هفتگانه ، ابو عمرو بن علاء روشى مشهور در ادغام دارد [ اثر القراءات فى الاصوات و النحو العربى نگاشت مؤلف ] . يا اين كه آن صوت مجهور از ويژگى اصلىاش عدول كرده تا به ويژگى صوت ديگر [ مهموس ] نزديك شود ، مثل : « بعثر بحثر » ( 27 ) . ابدال « سين » به « صاد » هم جايز است و در كلماتى چون « سقر و صقر » و « سخب و صخب » و . . . روايت شده است . امّا اختلاف در ترتيب صوتها در « حرج » كه اصل آن « حجر » بوده است ، ابن جنّى را به دفاع از آن واداشته به طورى كه آن را از جنبهء آواشناسى مجاز مىشمرد و آن را به تبديل آواها در موقعيت خاص خود تفسير مىكند . وى مىگويد : « اين تبادل آوايى ، تا زمانى كه اشتقاق اكبر ( 28 ) يكى باشد ، به معنا ضرر نمىرساند مثل : « ك ل م » ، « ك م ل » ، « م ل ك » ، « م ك ل » ، « ل ك م » و « ل م ك » كه با تأمل و انديشه در آنها ، در نهايت ، به يك معناى كلى بر مىگردند و يك غرض و هدف را دنبال مىكنند ( 29 ) . همچنين در بن « حرج » نيز اين موارد قابل تصورند « ح ج ر ، ج ر ح ، ر ج ح ، ج ح ر ، ح ر ج » . اگر چه « ر ح ج » تا آن جا كه ما مىدانيم مهمل و بى معناست ولى نقطهء مشترك معانى بقيه ، به سختى و تنگى و اجتماعى بر مىگردد . اگر اين درست باشد - كه درست هم هست - آيهء « حرث حرج - به معناى « حرث حجر » است يعنى [ مشركان ] پنداشتند كه اينها ، كشتزارهايى ممنوع است كه كسى جز آن كه آنها بخواهند ، نبايد
--> ( 1 ) نك : كوثر ( 108 ) ، بخشى از آيهء 1 . بنگريد به : المختصر ، ص 181 ، شواذ القراءة ، ص 271 و البحر المحيط ، ج 8 ، ص 519 .