عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
155
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
مهمترين مطلب در بررسى روايتهاى اين مصحف ، بررسى مجموعهاى است كه در آن جنبههاى قرائت لهجهاى نمايان است و ما آن را با ذكر نمونههايى چند از آن ، نه به صورت بررسى تمام ، مورد كنكاش قرار خواهيم داد . سپس روايتهاى قرائتى ترادف را در اين مصحف ارائه مىنماييم تا بيان كنيم كه روايتهايى هستند متفاوت با متن نگاشته شدهء مصحف اجماعى كه فقط ويژگى تفسير و توضيح در آنها وجود دارد . جنبههاى لهجهاى در قرائت ابن مسعود قبل از هر چيز ، بايد بگوييم ، ابن مسعود از قبيلهء هذيل است « 1 » . و جاى شگفتى نيست اگر برخى جنبههاى خاص لهجهء هذلى در روايتهاى منسوب به وى پديدار گردد . از ويژگيهاى لهجهاى اين قبيله ، پديدهء لهجهاى « فحفحه » مىباشد ، يعنى « حاء » را به « عين » تبديل مىكنند « 2 » . چنان كه پديدهء لهجهاى مشتركى بين آنها و قبيلههاى « سعد بن بكر » ، « ازد » ، « قيس » و « انصار » نيز به نام « استنطاء » وجود دارد ، يعنى « عين » ساكن را وقتى در كنار « طاء » باشد ، به « نون » تبديل مىكنند « 3 » . [ مانند اعطى و انطى ] . در واقع ، ابن مسعود در رابطه با « فحفحه » موضعى قابل تأمل دارد . اگر چه اين پديدهء آوايى به معناى تبديل « حاء » به « عين » است ولى تنها در « حتّى حين » از او به « عتّى حين » « 4 » در تمام موارد ، روايت شده است . شگفت آن كه حاى « حتّى » به « عين » تبديل شده است و حاى « حين » بدون تغيير مانده است . شگفتتر اين كه « الى حين » در صافات ( 37 ) ، آيه 148 را به « حتّى حين » « 5 » بدون تغيير در هر دو [ تغيير حاى « حتى » و « حين » به عين ] قرائت كرده است . همچنين از او روايت شده
--> ( 1 ) ابن الجزرى ، غاية النهاية فى طبقات القرّاء ، ج 1 ، ص 458 . ( 2 ) جلال الدين السيوطى ، المزهر ، ج 1 ، ص 222 . ( 3 ) همان . ( 4 ) ابن خالويه ، المختصر من كتاب البديع ، ص 63 ، الكرمانى ، شواذ القراءة ، ص 119 ، ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 5 ، ص 307 ، ابن جنى ، المحتسب ، ص 83 ، آرتور جفرى ، ماتريال ، ص 49 ، 64 و 80 . ( 5 ) آرتور جفرى ، ماتريال ، ص 80 .