عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
مقدمه 16
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
و غير آن را توضيح و تشريح نمود . على رغم اين كه كتاب وى ، اكنون ناپيداست امّا تاريخ ، بهترين چيزى را كه بيانگر روش و گزينش وى از قرائتهاى شاذ مىباشد براى ما حفظ كرده است و آن كتاب « المحتسب » از ابو الفتح عثمان بن جنّى است كه با دفاع از شواذ به توضيح و تشريح دلايل آن پرداخته است . ابن مجاهد ، تمام آنچه را كه از قاريان هفتگانه آورده ، صحيح نمىداند ، هر چند كه آنچه را شاذ مىشمارد به نسبت ديگر قاريان هفتگانه ، اندك است . ابن جنّى از اين موارد ، آن موردى را كه داراى دليلى در نحو يا زبان بوده و موجب تقويت آن مىگردد ، ياد كرده است . مىتوان ترتيب قاريان هفتگانه را به ترتيب تصاعدى به حسب قرائتهاى شاذى كه در « المحتسب » از آنان روايت شده است به شرح ذيل بيان كرد : 1 - حمزهء زيّات ( 3 روايت ) 2 - كسايى ، على بن حمزه ( 7 روايت ) 3 - نافع بن ابى نعيم ( 9 روايت ) 4 - عبد اللّه بن عامر ( 12 روايت ) 5 - عبد اللّه بن كثير ( 16 روايت ) 6 - عاصم بن ابى النّجود ( 25 روايت ) 7 - ابو عمرو بن علاء ( 60 روايت ) امّا با نگاهى به آنچه كه براى اين قاريان ، قرائت شاذ به حساب مىآيد ، به هيچ وجه ، چيزى نمىيابيم كه با رسم الخط هماهنگ نباشد ، بدون شك كاملا شرط موافقت با زبان عربى را هم دارد و گرنه ابن جنّى آن را ذكر نمىكرد . تنها چيزى كه باقى مىماند ، شاذ بودن اين قرائتها از جهت روايت است چه قرائتهايى از طرق ديگر ، قويتر از طرق اين روايتها ، از آنان نقل شده است . مطلبى كه در آن شك نيست ، آن است كه گزينش ابن مجاهد از قرائتها ، بر اساس روايت - از حيث قوّت و ضعف - با رعايت دو مقياس ديگر [ مطابقت با رسم الخط و قواعد عربى ] مبتنى بوده است . ابن خالويه ( در گذشته به سال 370 ه . ق . ) همين روش را رعايت كرده