عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

110

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ « 1 » و حديث پيامبر [ ص ] : « من مأمور شدم تا با مردمان بجنگم تا به يگانگى خداوند و رسالت محمد [ ص ] شهادت دهند و نماز را اقامه نمايند و زكات بپردازند . اگر چنين كنند مال و جانشان در امان است مگر به حقّ اسلام و حسابشان با خداوند است » « 2 » به جنگ با آنها فرمان داد ( 1 ) . ابو بكر در اين موقعيت مهم و خطرناك ، فرمان صريحى در باب جنگ با كسانى كه زكات نمىپردازند و مرتدّان ، صادر مىكند ، فرمانى كه به او آرامش مىداد ، از او دفاع مىنمود و موقعيّت وى را استحكام مىبخشيد . امّا موقعيت جديدى كه عمر در ضرورت گردآورى قرآن به وى اظهار مىكند ، تجربه‌اى از نوع تازه بود چه نه متنى وجود داشت تا آن را حلّ كند و نه در گذشته ، سابقه‌اى داشت كه در حلّ آن يارى رساند . آيا ابو بكر به عنوان خليفهء مسلمانان ، مىتواند دست به كارى زند كه پيامبر [ ص ] آن را انجام نداده است ؟ يعنى قرآن را در مصحفى گردآورى نمايد . در حقيقت ، اين نخستين موقعيت از نوع خود بوده است و احتمال آن به جدّ مىرفت كه اگر عمر نتوانسته بود ، ابو بكر را قانع نمايد ، آن دو به تودهء مردم پناه مىبردند تا از صحابه داورى خواهند زيرا خطر تصميم‌گيرى منحصر به دو نفر نبود ، بلكه مسألهء قانون اساسى تمام امّت اسلام و كتاب - نازل شدهء آن بود . بدون شك تصميمى كه اين داورى آن را تفسير خواهد كرد - اگر انجام مىگرفت - دربردارندهء ويژگى اجماع مسلمانان بر امرى بود و اجماع آنها در آن دورهء دشوار حكمى قطعى مىنمود كه بر هر كسى كه در اين داورى شركت خواهند داشت ، از صحابه و تابعين و . . . ، لازم الاجرا باشد . بدين ترتيب اگر ترديد ابو بكر در گردآورى قرآن ، راى اجماعى بود ، چه بسا قرآن تا روزگار اخير جمع نمىشد چون نسلهاى بعدى هرگز با اجماعى كه در نسل اول صحابه صورت گرفته بود ، مخالفت نمىكردند . بدين ترتيب ، تصميم ابو بكر ، مهم‌ترين تصميمى بود كه در زندگىاش گرفت و بزرگترين گامى بود كه در تاريخ اين امّت برداشته شد ، چون راه حل بنيادين مشكلى اصلى بود كه نتيجهء آن

--> ( 1 ) توبه ( 9 ) ، بخشى از آيهء 5 : پس اگر ( مشركان ) توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند ، راه برايشان گشاده گردانيد . . . ( 2 ) البخارى ، صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 9 [ باب « فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ » ] .