عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

مقدمه 13

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

بيان كامل حقيقت مشكلات و عناصر آن نيستند و هر حكمى كه صادر شود يا به ميدان آمدن مطلب جديدى ، در معرض نقض و باطل شدن خواهد بود . اين از حيث مشكل پيرامون تاريخ قرآن ؛ امّا مشكل از جهت فنى ، مشكل تاريخ عربى فصيح و پژوهش زبان شناختى دربارهء قرائتهاى شاذ مىباشد كه اين كتاب ، در آمدى بر آن است ؛ لذا لازم است نمونه‌ها و شواهدى مربوط به لهجهء فصيح قريشى و لهجه‌هاى نزديك به فصاحت آن يا كم و بيش پايين‌تر از آن داشته باشيم ؛ چون فراوانى نمونه‌ها هنگام صدور هر گونه حكم اطمينان بيشترى به ما مىدهد ، از اين رو بايسته است كه به سير در ماوراء الطبيعه در تفكر و پژوهش زبان شناختى كه امروزه با تمام قدرت رو به تلاش دارد متّهم نگرديم ؛ لذا حيرتم افزون گشت . قرائتها ، همگن نحو و در حقيقت بيان و روايتند ، امّا گذشت قرنها آن را به شيء جامدى تبديل كرده است و بخش زيادى از آن را با تهمت شاذ بودن به كنار گذاشته است و دريافت آن را بدون نظر انتقادى و تحليلى كه در بردارندهء مسائل آوايى ، زبانى و نحوى است ، محدود كرده است . شايسته بود كه پژوهشهاى گذشته ، قرائتها را به عنوان علمى داراى مبنايى استوار از روايت و نقل ، پرورانده و به عنوان فنّى كه با كيفيت تلفظ در گذر روزگاران در ارتباط است نضج مىدادند ، چون اين علم هم چنان كه حفظ كنندهء سخنان نقل شده از طبيعت زبان عربى فصيح و ديگر لهجه‌هاى آن مىباشد ، سند پديده‌هاى زندهء گفتارى است . امّا بىتوجهى به اين جنبه ، به هر دليلى ، ناديده گرفتن اهميت اصل موضوع است چنان كه در روزگار جديد هم كسى از حيث فنّى به آن توجهى ننموده است . البته برخى از دانشمندان و خاورشناسان در خلال معرفى قرآن ، به اين مسأله ، بدون توجه به درست بودن و شاذ بودن آن پرداخته و به ارتباط آن با زمينه‌هاى درست و نادرست زبانى توجه ننموده‌اند . در خصوص نگارش رساله‌اى پيرامون قرائتهاى شاذ كه تنها ، پژوهشى پيرامون مسائل و مشكلات آن باشد ، دكتر مصطفى مندور