عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
103
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
وجود وحى جايز است و حال آن كه دين ، عقيده و شريعتى از وحى آسمان است و كسى را در آن حق اظهار نظر نيست حتى پيامبر چه وى مبلّغ است نه شارع . محمد جواد مغنيّة ، التفسير الكاشف ، ج 4 ، ص 189 . القرطبى ، الجامع لاحكام القرآن ، ج 4 ، ص 250 . الطوسى ، التبيان ، ج 3 ، ص 32 . 16 - محدّث كسى است كه صداى فرشتگان را مىشنود ولى اينان را ، نه در خارج و نه در خواب ، نمىبيند ائمه عليهم السلام همان محدّثون و حضرت زهرا ( س ) بانويى محدّثه است . محمد بن نعمان عكبرى ( شيخ مفيد ) ، الاختصاص ، صص 328 - 329 . برداشت ديگرى را ببينيد در : تفسير القرطبى ، ج 12 ، صص 79 - 80 . ابن اثير ، النهاية فى غريب الحديث و الاثر ، ج 1 ، ص 350 و نيز : زمخشرى ، الفائق ، ج 1 ، ص 265 . 17 - آلوسى مىگويد : در قرائت ابىّ و عبد اللّه « لآيات » مشخص نيست كه آيا « آيات » مرفوع است يا منصوب . بنابر اين اگر منصوب باشد ، لام زائده و « آيات » اسم انّ در آيهء قبلى است كه خبر آن ( و فى خلقكم ) مقدّم شده است و اگر مرفوع باشد ، لام زائدة در مبتدا واقع شده كه زيادت لام در مبتدا اندك است . احمد مختار عمر - عبد العال سالم مكرم ، معجم القراءات القرآنية ، ج 6 ، ص 147 . 18 - آلوسى گفته است كه فتح همزه ( در أنّ دوم ) بنابر لغت سليم است . از طرفى قرائتى ديگر نيز هست ( و انّ السّاعة ) كه منبع آن مختصر شواذ ابن خالويه است و قارى آن نامشخّص . معجم القراءات القرانية ، ج 6 ، ص 147 . 19 - قرائت حفص « أن يطّوّف » است . قرائتهاى ديگر « ان يطوّف » ، « ان يطّاف » ، « ان يطوف » است از ابن عباس به طريق صحيح رسيده است كه : بر كوه صفا بتى بود به شكل مردى كه به او « أساف » گفته مىشد و بر روى كوه « مروة » بتى به شكل زن كه « نائله » ناميده مىشد . اهل كتاب ، گمان مىكردند كه اين دو ، در كعبه زنا كردهاند و خداوند آن دو را به دو سنگ مسخ كرده و بر بالاى كوه صفا و مروه قرار داده است تا عبرتى براى ديگران باشد ، براى مدت زمانى اين دو در جاهليت عبادت مىشدند و به دور آن طواف صورت مىگرفت و مسلمانان به علّت طواف كفّار بر آن دو ، از طواف آن دو ، خوددارى مىكردند . آلوسى مىگويد : بر مشروعيّت طواف بين صفا و مروه ، اجماع است به دليل نفى گناه ( جناح ) و اختلاف در ركنيت و وجوب آن است . ابو حيان مىگويد طبق قرائت با ( لا ) و بدون ( لا ) جواز طواف فهميده مىشود ولى آلوسى مىگويد : قرائت عبد اللّه و ابىّ ( ان لا يطوف ) صلاحيّت آن ندارد كه جواز را ثابت كند چه اين قرائت شاذ است و ديگر آن كه احتمال زيادت ( لا ) مىرود . در نزد اماميه ، سعى بين صفا و مروه واجب