عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

99

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

ملاحظات 1 - هم مفهوم اين حديث ، حديث ديگرى از حضرت رسول ( ص ) رسيده است كه « و من كتب عنّى غير القرآن فليمحه » . اين حديث مستمسكى بر منع تدوين حديث در روزگار پيامبر ( ص ) قرار گرفته است در مقابل نظريهء ديگرى است كه تدوين سنت در زمان رسول خدا ( ص ) بوده است . اين نظر مربوط به دانشمندان اماميه است . تفصيل را بنگريد در : محمد ابراهيم جنّاتى زاده ، منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى ، صص 128 - 134 . 2 - منظور نسخ التلاوة دون الحكم است كه بعدا از آن سخن به ميان خواهد آمد . 3 - در خصوص تقسيم بندى قرائتها و تعريف هر يك بنگريد به : عبد العظيم الزرقانى ، مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 430 . و نيز در خصوص حديث مدرج ببينيد : محمد جمال الدين القاسمى ، قواعد التحديث ، ص 124 و نيز : شانه‌چى ، دراية الحديث ، ص 63 . 4 - در اين خصوص بنگريد به : ابن جزرى ، النشر ، ج 1 ، صص 28 - 29 . و نيز : مقداد بن عبد اللّه السيورى ( فاضل مقداد ) ، كنز العرفان ، ج 2 ، صص 332 - 333 . 5 - دو خبرى را كه دكتر مصطفى مندور به آن استشهاد كرده است - به طور مختصر - بدين صورت مطرح شده است . راستى را ، دكتر شاهين ، چه آسان ، تيغ سرزنش بر دكتر مندور برآهيخته ! ماجراى اوّل ، بين عمر بن عبد العزيز ، خواهر زادهء وى و پسر عمويش « عقيل بن علّفة » روى داده كه در آن ، عمر پس از آن كه بيان مىدارد كه عقيل ، قرآن نخوانده است ، عقيل سورهء زلزال را براى او مىخواند تا اين كه در آخر سوره مىگويد : ( فمن يعمل مثقال ذرّة شرّا يره و من يعمل مثقال ذرّة خيرا يره ) . پس عمر به دو مىگويد : نگفتم كه نتوانى ، قرآن به نيكويى كنى ؟