عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

90

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

تأمل ما در اين موارد ، اين قطعيت را مىبخشد كه اين موارد اضافى كاملا از زبان معجزهء وحى جدايند . در اين پژوهش نمونه‌هايى از بررسى مصحف ابن مسعود و ديگران را ارائه خواهيم كرد . امّا اخبار آن باديه نشينان ، شايسته نيست كه ابزار تثبيت فرضى باشند كه واقعيت تاريخى در آن روزگار ، چنين چيزى را نمىپسندد ، چون هيچ كس مخالفان مذهب خود را قبول ندارد بلكه مردم ، قرائت يكديگر را نادرست مىشمردند . ارزش اين اخبار از مقايسهء جايگاه صحابه‌اى چون انس يا ابن مسعود با عربى گمنام - از حيث سلامت حكم ، دقّت فهم و تفاوت شرايط زمانى - روشن مىشود . شرايط زمانيى كه يكى در عصر پيامبر [ ص ] است و ديگرى در قرن دوم و سوم . از طرفى ، در اين روزگار اخير [ قرن دوم و سوم ] ، اخبارى از اين نوع ، از هيچ كس نيامده است . در هر حال اينها ، اخبارى نيستند كه بر قرآن حجت باشند و تصويرى درست از كيفيت بررسى متن قرآن توسط گذشتگان را ارائه نمايند بلكه از قبيل حكايات نادرىاند كه موجب خنده مىشوند . مثلا خبر عمر بن عبد العزيز با مردى زن صفت در مدينه كه زنان مدينه را به فساد كشانده بود عمر وى را خواست و از وى پرسيد : آيا چيزى از قرآن به حفظ دارد ؟ گفت : « الحمد للّه » را به حفظ دارد و در دو يا سه جا اشتباه مىكند و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مىخواند و در آن خطا مىكند و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را مثل آب روان مىخواند « 1 » . آيا بر چنين خبرهايى ، روشهاى پژوهش در قرآن بنا مىشود ؟ نويسنده [ دكتر مندور ] را مىبينيم كه به سادگى مىگويد : قرائت به معنا « اتفاق نظر بسيارى از دانشمندان است » . وى در بيان اين مطلب ، به متنهايى تكيه مىكند كه بررسى آنها و ارائهء ذيل بر ميزان درستى آن با توجه به زمانشان ، گذشت . امّا شگفت آن است كه مىگويد : ابن مسعود بعد از نظر در اختلاف قاريان ، تنها مترادفات ( synonymes ) را يافت . كلمهء « مترادفات » در اين جا به نظر نويسنده ، جانشين يا بازگردان كلمهء « متقارب » ( نزديك به هم ) است كه طبق آنچه به ما از ابن مسعود رسيده جز لفظ ( متقاربين ) نيست . چگونه براى او ( نويسنده ) جايز است كه به اين صورت در

--> ( 1 ) ابو الفرج الاصفهانى ، الاغانى ، ج 6 ، ص 377 .