عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

85

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

مهمترين چيز در اين متن ، آن است كه بلاشر مىگويد ، براى برخى مؤمنان ، روح قرآن مهم بود نه حرف و متن آن ، اين مطلب نظريه‌اى را در خلال سال 35 تا 65 هجرى قمرى به وجود آورد كه در واقع ، اجازهء قرائت وجهى ( حرفى ) به جاى وجه ديگر ( حرف ديگر ) را مىداد . اجازه‌اى كه در روزگار پيامبر [ ص ] بنا به شرايطى كه گفتيم ، موقّت بوده است ، البته با رعايت اين امر كه هر كس قرآن را آن گونه كه به او آموزش داده شده ، قرائت نمايد . اين شرايط ، با كار عثمان پايان يافت و اگر بعد از اين تاريخ بقايايى از آثار اين اجازهء موقّت ماندگار شده ، بدون شك در حال انقراض بود . تا اين كه به طور كلى از زبان جامعه ناپديد شده است اين بقايا در برخى از مصاحفى كه دست به دست نقل مىشده ، باقى مانده و در خلال آن ، دچار تحريف جاعلان شده به طورى كه از سر ناسازگارى و دشمنى ، چيزهايى مىافزودند . ما اساسا در ارزش سندهايى كه اين وجوه مختلف قرائتى را به ما رسانده‌اند كه در متن قرآن كم و زياد مىكنند و يا كلماتى از آن را با كلماتى ناهماهنگ با رسم الخط عثمانى ، تغيير مىدهند ؛ شك داريم . به نظر ما قبل از صدور هر حكمى در باب درستى اين وجوه ، به تلاش زيادى در نقد سندها نياز است ؛ امرى كه خاورشناسان به مفيد بودن آن - چنان كه گفتيم - پذيرشى ندارند . امّا سخن بلاشر كه مىگويد ، ادغام نژادهاى غير عرب در جامعهء اسلامى كه بعضى وقتها اين وجوه مبتنى بر معنا را مىافزودند ، نگاهى دو رو دارد ، چه وى اشاره دارد كه برخى وجوه ، ناشى از تصرفات شخصى نژادهاى غير عرب است ؛ اگر اين مطلب درست باشد ، از قويترين چيزهايى است كه شك و ترديد ما را در درستى اين وجوه منسوب به صحابه يا تابعين و غير اينان ، تقويت مىكند . امّا منظور از پندار او كه پاره‌اى از اين وجوه بر مبناى مصحف عثمانى به وجود آمده‌اند ، چيزى جز شك افكندن در ارزش قرائتهاى مختلف صحيح كه هماهنگ با رسم الخط عثمانىاند و بالاتر از آن ، جز شك افكندن در خود رسم الخط عثمانى نيست ؛ رسم الخطى كه يكى از معيارهاى سه‌گانهء درستى و صحت قرائتها مىباشد . شگفت آن كه بعد از اين ، دكتر مصطفى مندور تلاش مىكند تا اطلاعات ديگرى را بدون اعتماد به منابع ، به سخن بلاشر بيفزايد كه به هيچ رو به مسألهء قرائت به معنا ، خدمتى نمىكنند . اطلاعاتى كه با غفلت از ارزش سندشان از حيث درستى و ضعف برگرفته شد ، تا