عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
82
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
جزئيات زندگى ذهنى و رفتارى را بررسى كند تا رد و قبول نقلش ممكن باشد ، نيست . گمان نمىكنيم كه فرهنگى در روى زمين بر چنين مبناى نقدى روشمند و پاكيزه بنا شده باشد . اين چيزى است كه مسلمانان در آن يگانهاند . به همين خاطر ، تودهء خاورشناسان ، نسبت به روش مسلمانان دچار شگفتى نشدند . آنها روش ديگرى را به كار بستند و آن ، اين كه : « آرا و پندارها و تصورات را گرد مىآوردند تا با پژوهش و بررسى آنچه كه مطابق مكان ، زمان و شرايط اوضاع است و نيز با توجه به اهميت بخشيدن متن بدون اسناد به نتايجى دست يابند » « 1 » . اگر اين درست باشد كه دانشمندان ، اين روش [ خاورشناسان ] را در حوزهاى به دست دادهاند كه تلاشهاى پيشينيان آن را بررسى نكرده و مجهول و مبهم مانده است ، ولى به كارگيرى اين روش در نقد و بررسى كلمه به كلمه و حرف به حرف نتايج به دست دادهء پيشينيان بر مبنايى كه بيان كردهايم ، درست نيست . به عبارت ديگر ، اگر چنين روشى در بررسى و تحقيق متون كتابهاى مقدس پيش از قرآن ، درست باشد از آنرو بوده كه اين كتابها و شرايط ( وضع ) آنها و تلاشهايى متداول در ( اصلاح ) آنها ، همه به شك و ترديد فرا مىخواند ؛ شكّى كه با عقل و خرد نسلهاى پيشين يهودى و مسيحى در نياميخته بود . امّا در رابطه با قرآن ، مسأله كاملا متفاوت است زيرا هر آنچه كه شكّى برمىانگيخت يا گمانى را آماده مىساخت ، بزرگان و دانشمندان آن را با روشى قاطع كه با فراگيرىاش به غايت رسيده ، بررسيده ، و با سنجش آن روش به هدف دست مىيازيدند ، چه در نقد سندها و چه در نقد متون . از اين رو نمىدانم چگونه راىها ، پندارها و تصوّرات كسى كه آنها را جمع آورده ، آن امكان را يافته است تا وى را به واقعيتى فعلى در آن روزگار دور و آن جامعهء آرمانى رهنمون باشد ؟ چگونه در زمانى كه ذوق عربى اين شخص ، ناتوان گشته و حرمت روشهاى صاحبان عربيّت در تحقيق و ژرفنگرى را رد كرده و با عقل و گمان خود مسائلى قياس كرده ، چنين چيزى ممكن است ؟ چگونه ممكن است ، در حالى كه در قياس او بررسى گذشتهاى است كه كرانههاى آن از هم دور و آثار مكانى و زمانىاش ناپيدا و شرايطش كاملا از زمان حال ،
--> ( 1 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، مقدمهء آرتور جفرى ، ص 4 .