عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

78

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

مردم را همان گونه كه حفظ كرده بودند و هر گونه كه توانسته بودند آن را ثبت كنند ، آموزش دهند . بدون شك ، برخى از خطاها در اثر اعتماد صرف به حافظه رخ مىداده . امّا بديهى است كه اين خطاها غير عمدى بوده است ، خطاهايى كه علّت آن بحرانى است كه در روزگار عثمان رخ داده بود و مردم به تكفير يكديگر مىپرداختند - چنان كه بيايد - با اين همه ، معقول نيست تا زمانى كه وجوه قرائت شده با هم متعارض نباشند و يا بعضى ، تحريف آشكارى نشده باشند - در نتيجهء خطاى حافظه و نبودن مصحفى ثبت شده تا الگوى مردم باشد - موضع‌گيرى به موضع تكفير منجر شود . مطلب ديگرى كه در رابطه با موضوع ما ، نمايانگر اهميت است ، چيزى است كه از برخى صحابهء ويژه مثل ابن مسعود ، ابىّ بن كعب ، عمر ، على [ ع ] و ديگران ، سر زده است . چه اينان داراى نسخه‌هايى از قرآن بودند كه از پيامبر [ ص ] فرا گرفته و اندك اختلافى با مصحف نمونه [ امام ] كه بعدها عثمان نوشت ، داشتند . اين اختلافات به دو علّت باز مىگردد : 1 - منشأ اختلاف ، آموزش وجوه قرائتى بوده كه پيامبر به اينان اجازه داده و آن را بر اينان خوانده است . 2 - مهم‌تر از اين ، منشأ اختلاف ، توهّمى بوده است كه براى برخى از وارثان اين نسخه‌ها و كسانى كه از آنها مىگرفتند ، بوده ؛ به طورى كه برخى از صحابه در حاشيهء مصحفهاى خود مطالبى مىافزودند و يا در ميان متن ، برخى تفسيرهايى را كه به فهم متن كمك مىكرد يادداشت مىكردند . به ويژه اگر آن جمله‌هاى دخيل ، حديثى از پيامبر [ ص ] و يا تفسيرى از ايشان بوده باشد . البته صحابه در نسخه‌هاى خود بين آنچه كه متن بود و آنچه كه تفسير و توضيح بود ، جدايى مىافكندند . امّا با گذشت زمان ، امر بر برخى از مردم و وارثان اين مصاحف مشتبه شد و تمام مصحف را متن به حساب آوردند و پنداشتند كه آن توضيحات آياتى از قرآن مىباشد . در قرائتهاى شاذ ، از اين نوع ، روايتهاى فراوانى آمده است كه در آنها اختلاف به زيادت يا نقصان وجود دارد . بدون شك ، اينها به نظر ما قرآن به حساب نمىآيند بلكه قرائتهاى تفسيرى هستند . امرى كه ابو حيّان در تمام مواضع اختلافى اين چنين ؛ به آن اعتقاد دارد .