عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

79

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

گذشتگان اين مطلب را دريافته بودند و در بسيارى از نوشته‌هاى خود بدان اشاره كرده‌اند به ويژه ابن جزرى . مىگويد : « بسيارى از دانشمندان تصريح كرده‌اند ، حروفى [ قرائتهايى ] كه از ابىّ ، ابن مسعود و ديگران روايت شده است و با اين مصاحف اختلاف دارند ، منسوخ ( 2 ) است امّا كسى كه مىگويد : برخى صحابه همچون ابن مسعود اجازهء « قرائت به معنا » را داده است بر او دروغ بسته‌اند چه او گفته است : « در قرائتها نگريستم و قاريان را به هم نزديك يافتم ، « 1 » پس آن گونه كه به شما آموزش داده شده ، قرائت كنيد » آرى ! گاهى اينان تفسير را در قرائت به عنوان توضيح و تبيين وارد مىكردند ، و چون آنچه را كه از پيامبر [ ص ] فرا گرفته بودند برايشان محقّق بود ، از اشتباه در امان بودند . چه بسا برخى از آنان ، اين بيان تفسيرى را با پيامبر [ ص ] مىنوشتند ، امّا ابن مسعود از اين كار اكراه داشت چنان كه مسروق از او روايت كرده است كه وى از تفسير قرآن اكراه داشته است و ديگران از او روايت كرده‌اند كه مىگفت : « قرآن را بپيراييد و آن را به آنچه كه از آن نيست ، نياميزيد . » « 2 » سيوطى ، مجموعه‌اى از اخبارى را افزوده است كه بر تأكيد اين ديدگاه مىافزايد . وى قرائتهاى قرآن را به « متواتر » ، « مشهور » ، « آحاد » ، « شاذ » و « موضوع » تقسيم كرده است . سپس مىگويد : « براى من قسم ششمى هم پيدا شده است كه شبيه نوعى حديث به نام « مدرج » مىباشد و به عنوان تفسير بر قرائتها افزوده شده است ( 3 ) مثل قرائت سعد بن ابى وقّاص : وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ ( من امّ ) « 3 » ( 4 ) كه سعيد بن منصور روايت كرده است . يا قرائت ابن عباس : لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ ( فى مواسم الحجّ ) « 4 »

--> ( 1 ) متن درست ، آن است كه استاد شاكر در تفسير طبرى آورده است : انّى سمعت الى القرأة فوجدتهم متقاربين . ( مقدمهء تفسير طبرى ) : ( قرائت قاريان را نيوشيدم و آنها را به هم نزديك يافتم ) . [ متن كتاب اين است : نظرت فى القراءات فوجدتهم متقاربين ] . ( 2 ) ابن الجزرى ، النشر فى القراءات العشر ، ج 1 ، ص 32 . ( 3 ) نك : نساء ( 4 ) ، بخشى از آيهء 12 : و اگر مرد يا زنى كه از او ارث مىبرند كلاله [ بىفرزند و بىپدر و مادر ] باشد و براى او برادر يا خواهرى باشد . . . ( 4 ) نك : بقره ( 2 ) ، بخشى از آيهء 198 : بر شما گناهى نيست كه [ در سفر حج ] فضل پروردگارتان [ روزى خويش ] را بجوييد . . .