عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
77
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
به صورت كامل و مكتوب بر شاخههاى خرما و سنگهاى پهن امرى است به غايت دشوار چون نسخهاى كامل از آن ، بدون شك فضاى زيادى را اشغال مىكرده و هر قطعهاى كه بر آن نوشته مىشده ، گنجايش بيش از چند آيه را نداشته . امّا بايد گفت : خبرى كه از پيامبر [ ص ] از طريق عثمان روايت شده است كه « چون سورهاى بر پيامبر [ ص ] نازل مىشد ، برخى از نويسندگان را فرا مىخواند و مىگفت : « اين آيات را در سورهاى قرار دهيد كه چنين و چنان است و همچنين سخن زيد بن ثابت كه گفت : « ما نزد پيامبر [ ص ] بوديم و قرآن را از روى كاغذ ، مىنوشتيم » « 1 » ، هر دو روايت دلالت دارند بر اين كه كاتبان وحى ، دقت مىكردند كه آيات هر سوره مجموعهاى مرتب و با هم و در مكان ويژهاى باشند تا اين كه اجراى فرمان پيامبر [ ص ] هنگام نزول وحى بر آنان آسان باشد و آيات را در جايگاه خاص خود قرار دهند . حقيقت آن است - با ثبت متن قرآن به اين شيوهء دقيق - اين گونه هم شد ، اگر چه عوامل ديگرى در به وجود آوردن وجوه متفاوت با متن مكتوب قرآن يارى رساندند ، از جمله اجازه در قرائت به آنچه كه با توانمنديهاى لهجهها از حيث آوا و زبان ، هماهنگ بود . همچنين يك عرب ، اساسا در نقل متون به حافظهاش - با توجه به شيوع بىسوادى در شبهجزيره - تكيه مىكرد و نيازى نيست تا بگوييم ، كتابت ابزار پيمان بستن يا نقل علمى نبوده است و كاربرد مفيدى جز در مسألهء ثبت و نگارش قرآن نداشته است . گر چه نگارش آن به واسطهء اهتمام شديد پيامبر [ ص ] به نگارش متن از ترس از بين رفتن يا تحريف بوده است ، امّا اين روند ثبت و نگارش را عموم اعراب رعايت نمىكردند چون اين روند ثبت در خانه پيامبر [ ص ] و اصحاب ويژهء ايشان سپرده شده بود « 2 » . بدين ترتيب مردم قرآن را به طور شفاهى نقل مىكردند ، بعضى از آنها ، افراد ويژهاى بودهاند كه آن را به همان « حرف » ، آن چنان كه به آنها آموزش داده شده بود ، بدون كم و زياد كردن نقل مىكردند و بعضى افراد معمولى بودند كه خداوند نقل قرآن را بر آنان به طور موقّت آسان كرده بود . اينان در جاى جاى سرزمين اسلامى و با جنگها ، پراكنده مىشدند تا
--> ( 1 ) السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 60 . ( 2 ) در اين خصوص رجوع كنيد به : ابو عبد اللّه الزنجانى ، تاريخ القرآن ، صص 22 و 39 .