حسين علوى مهر
20
آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى )
زبان آرامى يا سريانى و يا از نصاراى فلسطين وام گرفته شده است ؛ « 1 » ولى اين ادعا از نظر تاريخ زبان شناسى ( بويژه زبان دانان عرب ) مورد تأييد قرار نگرفته و لغت شناسان ، ريشه آن را « ف س ر » مىدانند كه در اشتقاق كبير برگرفته از « سفر » و مقلوب آن است و هر دو نيز به معناى كشف و برداشت پرده و پوشش است ؛ « 2 » با اين تفاوت كه « سفر » پرده بردارى از امور مادى است كه براى ديدن با چشم به كار مىرود ؛ مثلا وقتى زن ، پوشش از صورت بر مىدارد نمىگويند : « فسرت المرأة . . . » ، بلكه مىگويند : « سفرت المرأة عن وجهها » . « 3 » افزون بر آن ، واژهء « تفسير » به طور كامل بر قاعدههاى ادبيات عرب منطبق است و داراى اوزان افعال مختلف مىباشد . « تفسير » در اصطلاح ، علمى است كه مفاهيم و معانى آيات قرآن را روشن مىكند . زركشى از دانشمندان علوم قرآنى مىنويسد : « هو علم يفهم به كتاب اللّه تعالى المنزل على نبيه محمد و بيان معانيه و استخراج احكامه و حكمه » ؛ « 4 » تفسير ، علمى است كه به وسيله آن كتاب خدا كه بر پيامبر اسلام نازل شده است ، شناخته مىشود و معانى آن روشن و احكام و اسرار آن استخراج مىگردد . علّامه طباطبايى رحمه اللّه در تعريف علم تفسير مىنويسد : « هو بيان معانى الايات القرآنية و الكشف عن مقاصدها و مداليلها » « 5 » ؛ تفسير ، بيان معانى آيات قرآن و روشن كردن مقصود و مدلول آنهاست . در هر صورت ، از تعريفهاى اصطلاحى استفاده مىشود ، كه در تفسير بايد مقصود خداوند متعال از آيات قرآن كشف گردد . در نتيجه ، در اصطلاح علوم قرآنى نمىتوان به قرائت ، تجويد ، ترجمه ، تدبّر ،
--> ( 1 ) . كلود جيليوت ، تفسير در دوران باستان ، دائرة المعارف قرآن ليدن ، ج 2 ، ص 100 . ( 2 ) . سه مقاله در تاريخ تفسير ، ص 12 ( 3 ) . راغب اصفهانى ، مقدّمه في التفسير ، به نقل از : محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب ، ج 1 ، ص 13 . ( 4 ) . زركشى ، البرهان في علوم القرآن ، ج 1 ، ص 13 ( 5 ) . سيد محمد حسين طباطبايى ، الميزان ، ج 1 ، ص 4 .