أبو العباس فضل بن محمد اللوكري
85
شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )
است و به كار آمده است . همچنانك جود مرد جوانمرد به كار آمده باشد مردمان را . و همچنان معنى فيض رحمت وى مر عالم را آن است كه عين وجود وى ، خود فيض رحمت است . و همچنين عين وجود او مر عالم را فيض جود است . ازيرا كه عالم را وجود از جود اوست و همچنين علم وى عين ذات وجود وى است . يعنى ذات وى خود جود است و علم است و قدرت است و حيات است . و مع هذا پس هم بر اين قياس صفات وى اثبات بايد كردن تا محال لازم نيايد و مشكل شده باشد . عنايت ازلى چيست و بر چه وجه بود ؟ * چنان كه بىغرضى باشد اندر اين الوان اگر شناختن ذات وى نهى و رضا * به نظم عالم هم بىغرض نباشد آن ببايد دانستن كه روا نيست كه علويان را و جملهء افلاك را و نفوس و عقول ايشان را در سفليان و مصالح انسان غرضى و قصدى باشد ، ازيرا كه قصد همواره به منزلت و مرتبت ، كم از مقصود بود و روا نباشد كه عاليتر به رتبت كه از سافل بود . و هم بر اين قياس روا نيست مع ايزد تعالى را غرضى و غايتى باشد اندر نظام احوال عالم ، ازيرا كه غرض و غايت جايى بود همواره كه آنجا نقصان كمال بود و چيزى دريابد تا كمال باشد ، ازيرا كه غرض خود طلب كمال باشد . پس چون چنين نهى ، نمايد « 1 » كه عنايت ايزدى به عالم محيط نيست و اين افعال كه همىآيد بىخواست و عنايت وى است . پس ما در حلّ اين مشكل چنين گوييم كه : عين وجود ايزد تعالى ، خود عنايت وى است ، ازيرا كه وجود وى سبب موجودات ديگر است . پس وجود وى خود عنايت است مر موجودات ديگر را و همچنين عين ذات وى و وجود وى خود عالم « 2 » است و عليم است و محيط به همهء موجودات و مطلع بر همه ، و اين عالمى او خود عنايت است موجودات را ، اعنى علم وى به نظام عالم بر آن جمله كه همىبايد كه باشد ، و منافى نابودن آن جمله مر ارادت وى را خود عنايت است مر عالم را و همهء موجودات را . معنى عنايت در علم حكمت اين است كه ياد كرده آمد . و اللّه اعلم و احكم بالصّواب .
--> ( 1 ) . در اصل : نماند . ( 2 ) . در اصل : عالمى .