أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

75

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

هر صناعتى علمى و غير علمى چيزها . . . « 1 » و آلات مر صاحب آن صناعت را تا بدان در موضع خويش كار كنند . چنان كه درودگر را تيشه و دست اره و غير آن . . . « 2 » كه در كتاب برهان درست شده است در هر صناعتى ناچار اين سه چيز باشد ؛ دو از وى مسلم . و يكى آنكه او خود درست كند آنچه او مسلم است و موضوع است و آلات و مقدمات و آنچه بر وى واجب است كه او كند و به جاى آرد مسأله است . و همچنين در كتاب برهان پيدا كرده شده است كه موضوع علمها چون مشترك باشد روا بود كه يكى باشد و مشترك باشد ميان دو علم ، مثلا چون علم هندسه و حساب كه هر دو آن را با هم مشاركت است در بسيار احوال تا لا جرم موضوع هر دو يك چيز است ، و آن كميّت است كه به پارسى چندى خوانند . و باز چون علمها مختلف باشد ، موضوعهاى ايشان مختلف چيزها باشد . مثلا چون علم طبيعى و هندسه كه موضوع هر يكى چيزى ديگر است . پس ما اينجا در علم موسيقى سخن همىگوييم تا « 3 » چارهء ما را پيدا بايد كردن كه موضوع او چيست ؟ و از جهت آنكه ، علم موسيقى مركّب است از دو علم . و ديگر علم عدد ، دشوار است بيان كردن وى كه چيست . چنان كه اين هر دو صناعت در تحت وى آيند . پس ببايد دانستن كه موضوع علم موسيقى در حقيقت مركّب است از دو چيز ، يكى به منزلت مادّت و ديگر به منزلت صورت . و از هر دو موضوع اين صناعت معلوم شود . امّا آنچه به منزلت مادّت است آواز است و او طبيعى است و آنچه باز به منزلت صورت است استعداد اين آواز است مر قبول صورت تناسب را به ابدان . اين تناسب جزوى از موضوع صناعت گردد و از جملهء وى بود . پس موضوع علم موسيقى آواز است ، از آن روى كه مستعد گردد مر قبول صورت تناسب را ، و چون رسم موضوع صناعت موسيقى را چنين كنى كه ياد كرديم ، هر دو صفت در تحت وى آمده باشد . اعنى طبيعى و عددى و در يك موضوع مشترك شده باشد تا صاحب علم موسيقى در وى نظر كند . ز علم مركز اثقال يك سؤالم هست * كه هم ز علم رياضى جواب داد توان

--> ( 1 ) . به اندازهء چهار پنج كلمه سفيد و ناخوانا در هر دو نسخه . ( 2 ) . دو كلمه پاك شده است . ( 3 ) . در اصل : يا .