أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

70

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

ازيرا كه اين همه اوست در طول ، پس به سبب غلظ وتر ب به طول وى ضعف نسبت غلظ وتر آ بود به طول وى ، پس يكى از دو سبب غلظ آواز در وتر ب ، و ديگر [ طول ] وتر آ ، پس ايشان هر دو متكافىاند در سبب غلظ و حدّت آواز ، پس واجب كند كه آوازهاى ايشان هر دو مشابه يكديگر بوند در غلظ و حدّت . چه طبع دارد هر پرده‌اى ز صوت « 1 » بگوى * كه ميل مردم زى هر يكى است ديگر سان اين چيزى است كه سخت دشوار نيست علّت گفتن مر او را به نزديك آن كس كه او رياضت سمعى بود و با اين نيز اصل علم طبيعى داند . ازيرا كه معلوم است به نزديك ما كه فرح و خنده از مردم بسيار شود به سبب بسيارى خون و طبع خون گرم و تر است ، پس همچنين همىبينم كه صوت كه مرقص و درستند مردم را به فرح و خنده از او ، پس واجب كند از اين روى كه طبع ايشان گرم و تر بود و باز صوت غمگين‌كننده و گريان‌كننده به ضد اين بود . چنان كه پردهء « نشاپور » است . بايد كه طبع وى نيز ضد اين بود و همچنين همىبينم‌م كه آن صوت كه او را پردهء « راست » خوانند ، او در مردم كيفيّتى و خلقى پيدا نيارد منحرف به يك سو . پس واجب كند كه طبع وى معتدل بود و هم بر اين قياس هر لحنى و صوتى طبع پيدا شايد كردن كه چيست . ميان هشت و سه چون نسبت صناعى نيست * چرا لذيذ بوند اين دو صوت « 2 » مؤتلفان ؟ قومى چنين گفته‌اند كه سبب در متفق بودن اين دو آواز و لذيذ بودن ايشان از غلظ حسن است و اين خطاست . ازيرا كه اگر غلظ حسن بودى به نزديك همهء سامعان يكسان نبودى و همگان اين را لذيذ و متفق يابند . و قومى باز گفتند كه سبب نه اين است ، بلك قانون فيثاغورى « 3 » درست نيست . و قانون فيثاغورى آن است كه گوييم : ابعد و متفق اين چند معدودند ، يكى از وى نسبت الّذى بالكل است و آن نسبت ضعف است و ديگر نسبت الّذى بالخمسه است و آن نسبت مثل نصف است ، چنان كه نسبت ثلاثه با اثنين است ، و

--> ( 1 ) . در اصل : صورت . ( 2 ) . ن 2 : صورت . ( 3 ) . فيثاغورى ، يعنى منسوب به فيثاغورث .