قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
871
درة التاج ( فارسى )
و اين مخصوص نيست به حيوان كبير - و متوسّط ، بل كى حيوانات صغار نيز جون نمل ، و بعوض ، جنين است ، - جه در ايشان از آثار عنايت بارى عزّ و علا در خلقت ايشان ، و الهام ايشان را مصالح ايشان جندان است كى غافل نشود از آن مگر بليدى . نظر كن بخرطوم بشه - كى جگونه دم را از بشره جذب مىكند به جهت غذاء خود ، و جگونه الهام كردند او را كى خرطوم « [ را ] » در جلد - و لحم فرو برد ، و به آن خون مكد - كى موافق اوست ، و جگونه آفريدند در خرطوم او - با آن نرمى - قوّتى كى به آن متمكّن شود از غوص « 1 » در بشرهء جاسيه « 2 » . و نظر كن بعنكبوت و بافتن او آن جيز را كى - به آن اصطياد ذباب مىكند - بحيلت لطيف ، و الهام عجيب . و از آثار عنايت در نبات آن است كى مىبينند از عر ( و ) ق ناشب او در زمين - بسبب اجتذاب آب در اعماق [ ( ايشان ) ] مخلوط بجيزى كى جارى شود بر آن ، و منجذب شود با آن - از لطايف ارض در انجذاب او ، و سيلان او تا « 3 » غذائى گردذ او را « [ آ ] » نگاه حمل كنذ آن را بساقى واحد - كى جون ارضى گردذ فوق الأرض ، بل واسطهء گردذ ميان نبات و ميان ارض - تا مواضع ثمر از شجر مرتفع كرداند - بجوّى كى در آن ملاقى « 4 » او شوذ هواء منضج ملطّف ، آنگاه متفرّق شوذ اغصان در « 5 » جهات تا ثمار متزاحم « 6 » نشوند ، و بسيار شوند به قدر « 7 » كثرت مادّه كى ساق حمل آن كرده باشذ از آن عروق - از آن مياه غايره . بس عرق او ناشب است در زمين بسبب اخذ « 8 » مادّهء جسمانىّ ، و فرع او صاعدست در جوّ ، - بسبب استمداد قوى روحانىّ ، بس اين باقى ماند بأمداد آن ، و آن بأمداد اين ،
--> ( 1 ) - غوض - م - عوض - ط - مب . ( 2 ) - حاسه - اصل - حاسيه - ط - مب . ( 3 ) - يا - اصل - ط - مب . ( 4 ) - تلافى - ط . ( 5 ) - از - م . ( 6 ) - متراحم - اصل - ط - مب . ( 7 ) - بقوّت - م . ( 8 ) - اخذ - اصل - ط .