قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
86
درة التاج ( فارسى )
هيولى اولى « ( را ) » كى مردهء ابديست در ظلمتى « 1 » سرمدىّ افتاده - در درگه زيرين تسكين - و تمكين داذ ، تا جنانك فاعل اوّل در اعلى علّيّين كمال - مستلزم وجود و حيات ، و تأثير و ثبات آمذ ، قابل آخر در اسفل سافلين نقصان - مستجمع عدم - و تغيّر - و موت - و تاثّر گشت ، تا مراتب انحطاط و انحدار - كى عبارت از آن تنزيلست برين منزلگاه بروز - و كمون ختم شد ، و سلسلهء موجودات ، و مرسلهء مبدعات از جهت « 2 » اتّصال كن فيكون نظم يافت . باز عنايت احدىّ كى منافى كثرت عددىّ بود بدست تقدير - سر زنجير در مصدر آخرين و مظهر بازبسين انداخت ، تا درجات صعود [ « و » ] عروج ، - كى اشارت بذان تاويل است بواسطهء كمال : كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ با فطرت اولى - و رتبت اعلى رسذ ، و غبار كون مباينت به آب مشابهت از جهرهء وحدانيّت سترده شود ، نخست بايه كى از هيولى اولى برتر آمد ممتزجات « 3 » عنصرىّ و و مؤلّفات طبيعىّ بصور معدنىّ تخصيص يافت . - بس تراكيب ناميه بقوى نباتيّه شرف توليد - و تغذيه ، گرفت . - بس اشرف آن مركّبات - باصناف ادراكات - و اختلاف حركات مستثنى شذ ، و از ميان آن جنس نوعى كى فصل او از خواصّ محيط بالا و عوارض مركز نشيب بوذ - بنفسى ناطقه و ذاتى عاقله مقرون گشت ، تا ببنيت « 4 » ظلمانىّ مخالط « 5 » تغيّرات هيولانىّ باشد ، و بقوّت نفسانىّ مستعدّ تعرّض نفحات « 6 » ربّانىّ . - بس از جنس انس كى نوع اشرف بوذ صنفى - كى [ ( شوايب ) ] نغيّر جزويّات ، و عوائق تصرّف محسوسات دست تعلّق از دامن تعقّل ايشان كوتاهتر داشت ، بخلعت قربت حضرت ، و تشريف جوار بىعلّت - ممتاز شذ . - تا ازين صنف هر كى برعايت جانب رعيّت - و تكميل جهان صورت ممتحن گشت - بار نبوّت بر دوش نهاذ . و آنك از كلفت التفات بدون « 7 » جناب عزّت - و مشقّت تصرّف در عالم شهادت ،
--> ( 1 ) - ظلماتى - اصل . ( 2 ) - از رحمت - ط - ه . ( 3 ) - ممزجات - ط - ه . ( 4 ) - ببيت - ط - ه . ( 5 ) - مخالطه - اصل . ( 6 ) - نفخات - ه . ( 7 ) - برون - ه - نسخه .