قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
852
درة التاج ( فارسى )
بس مادّه موجودست ، نه بواسطهء صورت تنها ، و الّا لازم آمذى كى هرگاه كى يكى از صور منعدم شدى مادّه منعدم شدى ، جه مادّه باقى نماند « 1 » بىصورتى . بس صورت را شريكى باشذ در استبقاء مادّه - كى مادّهء واحده را بتعاقب صور بر آن اقامت كند ، و اين آن مفارق است كى افادت صور كند . و امّا كيفيّت معدّ گردانيدن حركت مادّه را - به آن وجه باشذ « ( مثلا ) » كى آتشى بآبى « 2 » نزديك گردانى « 3 » تا ابطال بردى كند كى مضادّ صورت نارىّ است ، و مادّه بسبب بطلان مانع مستعدّ صورت نارىّ گردذ ، و صورت نارىّ در آن حادث شوذ از نزد واهب الصّور . و جون تامّل كنى وجود را ، او را يا بى ابتدا كرده از اشرف ، فالأشرف ، بر مراتب او ، و وجود واجبى آن است كى او را شرف « 4 » اعلا است - كى لايتناهى است . و عقول با اختلافى « 5 » كى در رتبت دارند اشرف ممكناتاند ، و اشرف ايشان عقل اوّلست ، و تلو عقول در شرف - نفوس سماوىّ است ، آنگاه مرتبهء صور ، آنگاه مرتبهء هيولى كى سماويّات راست ، آنگاه هيولى مشترك ميان عناصر ، - و ازينجا آغاز مىكند در ارتقاء با « 6 » ذروهء كمال - بعد از انحطاط او از آن ، و آن بر مراتب است ، اوّل آن مرتبهء اجسام نوعىّ بسيطه است - از فلك اعلى تا زمين ، و بعد از آن مرتبهء صور اولى « ( حادثه ) » بعد از تركيب - بر اختلاف درجات ايشان « ( و ) » بعد از آن مرتبهء قوى نباتى بأسرها . آنگاه مرتبهء نفوس حيوانى بر اختلاف آن - تا بنفس ناطقه رسد « 7 » - كى منتهى است در درجات كمال خود بعقل مستفاد - كى مشتمل است بر صور « 8 » موجودات كما هى ، - اشتمالى انفعالىّ ، جنانك عقول مشتمل است بر آن ، اشتمالى فعلىّ . و بأين عقل مستفاد وجود « 9 » عايد شذ - به مثل آنج
--> ( 1 ) - نماندى - اصل - ماند - ط - بماند - مب . ( 2 ) - مانى - ط . ( 3 ) - كردابى - ط . ( 4 ) - اشرف - ط . ( 5 ) - اختلاف - اصل . ( 6 ) - انفاء با - ط - ارتقاتا - م . ( 7 ) - رسيد - اصل . ( 8 ) - صورت - ط . ( 9 ) - و جون - ط .