قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

85

درة التاج ( فارسى )

العجز عن درك الادراك ادراك بر بايد خواند ، و اين ابيات را دايما بر زبان بايد راند شعر تحيّرت عن وصف نعمائه * فقصّرت عن شكر آلائه ناطقهء خوش‌سراى عاجز مدح تو شد * لاجرم آغاز كرد زمزمهء اختصار لكن به حكم آنك : ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . [ شعر ] اندرين ره اگر جه آن نكنى * دست و بائى بزن زيان نكنى مىگويم : شكر و سباس بىقياس و حمد و ثناى بىانتها ، حضرت كبرياء بار خدائى را جلّ جلاله و عمّ نواله - كى در ابتداء ابداع [ « اشرف انواع » ] را - و آن جواهر مقدّسه از علايق مشخّصات ، و حقايق مجرّده از عوائق متمّمات است اختراع كرد ، - كى در متعارف اصحاب حقيقت اشارت بذان جبروت عزّت آمذ ، و در متداول ارباب شريعت كرّوبيان حضرت ، - بس بواسطهء آن مبدعات مطهّر « [ ه ] » ذوات مدبّره ، و نفوس متصرّفه را - كى بحسب جوهر و اصل از مرتبهء عليااند ، و بسبب عروض تصرّف در فرع - از محلّهء سفلى - ايجاد كرد . - كى در بيان اندرون [ « نشينان » ] آن را ملكوت جهان خوانند ، و به زبان صورت‌بينان ملائكهء آسمان ، بس فروتر ازين درجه برازخ ظلمانىّ ، و هياكل جسمانىّ را ، در كارگاه خانهء مكان - بدست مشعبد زمان باز داذ ، - تا هر لحظهء بوسيلت آثار علوىّ و مبادى « سماوىّ » رنگى و نيرنگى « 1 » نمايد ، و در رحم امّهات سفلى - و قوابل ارضىّ تربيتى - و تركيبى آرايد ، - كى در عرف اهل باطن اين « 2 » مجموع بعالم ملك معروف بوذ ، و بلغت اهل ظاهر بجهان حدوث منسوب ، بس

--> ( 1 ) - بيرنگى - ط - ه . ( 2 ) - ازين - ط - ه .