قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

841

درة التاج ( فارسى )

حيثيّاتى « 1 » كردندى درو ، و ذات متقوّم شدى از جند جيز ، و اين جنين نيست . و متفرّع مىشود از اضافات ، و سلبيّات صفاتى كى هيج سبيلى نيست ما را بحصر آن در عددى ، مثل : خالق ، بارىء ، مصوّر ، قدّوس ، عزيز ، جبّار ، رحمن ، رحيم ، لطيف ، مؤمن ، مهيمن ، إلى غير ذلك ممّا لا يحصي كثرة « 2 » ، - جه تكثّر سلوب و اضافات ، موجب تكثّر اسمائيست « 3 » بحسب آن . و جون حقيقت واجب معلوم نبوذ ما را ، لا جرم آن را نزد ما اسمى نبود اصلا ، - جه اسم را از بهر معلوم وضع كنند ، و استعمال كنند ، - تا « 4 » عالم به آن شىء كى وضع آن اسم كرده باشذ ، او را جون عالم باشذ بآنك وضع كرده‌اند مر آن معنى را . - اينست حال اسم او ، با آنك هر واحدى از آنها كى مىدانيم آن را از اسمائى كى اطلاق مىكنند بر واجب ، مفهوم او مقول است بر كثيرين : يا بر سبيل جمع ، يا بر سبيل بدل ، و هر جيز كى جنين باشذ تمام آن ذات معيّنه نباشذ ، جه قدر مشترك « [ ميان ] » او - و ميان غير او ، تمام هويّت او نباشذ ، و الّا او غير خود باشذ ، و حينئذ هر جيز كى اين اسما دلالت بر آن مىكنند آن او نباشذ ، بس او را من حيث هو هو اسمى نيست - نزد ما . آنگاه اسم هر جيزى : يا دلالت كند برو ، يا بر آنج داخل باشذ درو ، يا بر آن « 5 » كى خارج باشذ ازو ، يا بر آنج مركّب شود ازينها « 6 » . و اول و ثانى محال‌اند در حقّ واجب الوجود ، جنانك شناختى ، و همجنين دالّ بر جيزى كى متركّب باشذ از هر دو . و اما ثالث محتمل هفت وجه است ، - جه آن : يا صفتى حقيقىّ باشذ ، يا اضافىّ ، يا سلبىّ ، يا حقيقىّ با اضافىّ ، يا با سلبىّ ، يا

--> ( 1 ) - حيثيات - م . ( 2 ) - كثير - ط . ( 3 ) - اسمانيست - اصل . ( 4 ) - با - ط - نسخ ديگر نقطه ندارد . ( 5 ) - درو بأين - اصل . ( 6 ) - ازينجا - اصل .