قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
840
درة التاج ( فارسى )
متحرّك شود مادّه . و ازين جهت نفس وجود اين صورت معقوله قدرت نبود ، و نه ارادت ، و تو تحقيق كنى از آنج شناختى آن را . كى واجب الوجود ارادت « 1 » او مغاير الذّات نيست مر علم او را كى ذات اوست با ( ا ) عتبار سلبى . و جون گويند كى او واحدست معنى آن سلب شريك باشذ - و نظير ، و سلب انقسام . و جون گويند قديم است معنى آن سلب بدايت باشذ از وجود او . و جون گويند « ( كى ) » كريم است ، و جواد ، و رحيم ، معنى آن اضافهء او باشذ بافعالى كى ازو صادر شذه باشند . و جون گويند او مبدأ كلّ است معنى آن اضافه باشذ « 2 » هم . و جون گويند « ( كى ) » او خيرست ، به آن نخواهند الّا آنك او مبرّاست از مخالطت نقص « 3 » ، و آنج بقوّت باشذ ، و اين سلب است با آنك او مبدأ هر كمالى و نظاميست ، و اين اضافه است . و در جملهء صفات واجب كى غير نفس ذات اوست لابدّست كى : يا سلبىّ باشذ ، جنانك مىگوئيم كى : او جسم نيست ، و جوهر نيست ، و عرض نيست ، و حالّ نيست ، و محلّ نيست . يا اضافىّ جنانك مىگوئيم كى او مبدأست ، و فاعل . يا مركّب از اضافه و سلبى ، جون اوّل ، جه او آنست كى مسبوق به غير نباشد ، و سابق باشذ بر غير . و جون مريد ، جه او آنست كى عالم باشذ بآنج صادر مىشود ازو ، و آن صادر منافى او نباشذ . و وصف او بمبدأيّت اضافهء واحده است او را ، كى مصحّح جميع اضافات است . - و وصف او بآنك ممكن نيست سلبى واحدست - كى جميع سلوب تابع اوست . - و اين همجنان است كى داخل مىشود در تحت سلب جماديّت از انسان « 4 » ، سلب حجريّت ، و مدريّت ازو . و اگر اضافات او همه راجع نشدى بأضافهء واحده اضافات مختلفه ايجاب اختلاف
--> ( 1 ) - از ذات - م . ( 2 ) - اضافهء او باشد بافعال - ط . ( 3 ) - نقض - ط . ( 4 ) - ايشان - م .