قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

821

درة التاج ( فارسى )

دو واجب در حقيقت مختلف نشوند - از براى آنج گذشت . و ممتاز نشود يكى ازيشان از آن ديگر بنفس آنج مشترك‌اند در آن ، و نه بأمرى كى لازم حقيقت است ، جه مشترك باشند در آن هم . و نه بعارضى غريب « 1 » ، جه مخصّص به آن عارض [ ( يا ) ] واجب باشذ كى متخصّص است به آن ، يا واجب ديگر ، يا غير ايشان ، و اول باطل است ، و الّا متعيّن بوذه باشذ قبل التخصيص ، نه بمخصّص با « 2 » آنك تصوّر تعيّن - و اثنينيّت نتوان كرد - الّا بمخصّصى . و دوم هم باطل است از بهر اين بعينه ، جه شىء تخصيص غير نكند - الّا كى متخصّص شده باشد او بنفس خود ، بس اگر هر يك ازيشان تخصيص آن ديگر كند لازم آيذ كى هر يك ازيشان متخصّص باشد بيش از آنك متخصّص باشذ ، هذا خلف . و سيم بيّن البطلان است ، جه ايشان از بهر آنك واجب‌اند وراء ايشان جيزى نباشد كى تخصيص ايشان كند . و جون لابدّست از مخصّص بر تقدير اثنينيّت با آنك ممتنع است كى آنجا مخصّصى باشذ ، بس وجود دو واجب « 3 » و زيادت ممتنع است . و ممكن است كى استدلال كنند از وحدت عالم بر وحدت صانع آن كى واجب است ، و بسيار باشذ كى عقل به آن اكتفا كند اكتفائى تمام ، جه « 4 » : اگر دو واجب باشند واجب باشذ كى ميان ايشان اختلافى در حقيقت واقع نشود بسبب آنج گذشت ، - و لازم آيذ كى آنج صادر مىشود از يكى ازيشان صادر شوذ از آن ديگر . بس : اگر اين عالم صادر باشذ از يكى ازيشان فقطّ بىمشاركت آن ديگر - واجب باشذ كى صادر شود ار آن ديگر عالمى ديگر مثل اين عالم

--> ( 1 ) - بعارضى هويّت - م . ( 2 ) - يا - ط . ( 3 ) - در واجب - اصل - ده واجب - م - واجب - مب . ( 4 ) - التفاتى تمام كه - م .