قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

747

درة التاج ( فارسى )

است و عفت منسوب است بقوّت شهوانى ، و شجاعت بقوّت غضبى ، و حكمت بقوّت عقلى . و بحكمت اينجا آن ميخواهيم كى ملكه باشد « 1 » كه صادر باشد از آن افعال متوسّط ميان جربزت و - غباوت اعنى ملكهء توسّط استعمال قوّت در آنچه تدبير حيات به آن كند [ و آنچه تدبير به آن نكند ] چنان كه شجاعت ملكهء توسّط است ميان تهور و - جبن ، و عفت ملكهء توسّط است ميان خمود و - فجور ، و اين اطراف همه رذايلند كه اجتناب از آن واجب باشد و على الجمله كمال نفس ناطقه از جهت علاقهء بدن آنست كه مستولى باشد بر قوى بدنى و قوى بدنى برو مستولى نباشد ، و شهوت انسان ، و غضب او ، و فكر او در تدبير حيوة ، و غير آن ، بر اعتدال باشد ، و بر آن وجه باشد كه رأى صحيح اقتضاء آن كند . و از تفاريع حكمت بأين معنى فطنت است و ، بيان ، و اصابت رأى ، و حزم و « 2 » صدق ، و وفا ، و رحمت ، و حيا ، و بزرگ همتى ، و حسن عهد ، و تواضع [ و ] اين يازده « 3 » فضيلت است كه مختصّ است بحكمت ، و مقابل هر يكى ازينها رذيلتى است . و از تفاريع شهوانى قناعت است ، و سخا ، و ايشان دو « 4 » فضيلت‌اند كه مكتنف « 5 » هر يكى از ايشان دو رذيلت است . و از تفاريع غضبى صبر است ، و حلم « 6 » و سعت صدر ، و كتمان سرّ ، و امانت ، و مقابلات اين پنج رذايلند . و روشن شد از مجموع آنچه « 7 » گفته‌اند كه كمال نفس نطقى در آنست كه باقى ماند مجرّد از مادّه از جميع وجوه ، و متنقش بهيئت وجود ، و تمام نشود اين تجرّد بكلّيّت الّا عند ترك البدن و انقطاع ازو انقطا [ ع ] ى

--> ( 1 ) - از اينجا تا سطر 7 صفحهء بعد از نسخهء اصل افتاده بود و فقط با دو نسخهء : « م » و « ط » مقابله شد . ( 2 ) - و جزم - ط . ( 3 ) - پانزده - م . ( 4 ) - هر دو - ط . ( 5 ) - مكتسب - م . ( 6 ) - و علم - م . ( 7 ) - آنكه - م .