قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
723
درة التاج ( فارسى )
يقظه ، و آنج جزم مىكنيم بر آن - و متحقّقايم آن را ، آن است : كى جميع ادراكات ما ، و تحريكات ارادى ما - كى صادرست از ادراك ما ، نفسى واحده است - كى مدرك جميع اصناف [ ادراكات است مر جميع اصناف مدركات را ، و اگر نه اين بودى حكم نكردى ببعضى مدركات بر ] بعضى ، جه حاكم بجيزى بر جيزى - واجب است كى مدرك هر يكى ازيشان باشد ، و « 1 » اگر جه بعضى از آن بآلتى بدنى باشد ، و بعضى از آن به غير آلت بدنى ، و اوست كى موصوف است بشهوت ، و نفرت ، و لذّت ، و الم . و ارادت ، و قدرت ، و فعل . و اگر امر « 2 » جنين نبوذى لازم نيامذى از ادراك او حصول اين اشياء ، و مرتبط نشذى بأو اين ارتباط - كى ما مىيابيم « 3 » از نفوس خويش . و اين بود « 4 » تأمّل در آن - و تنبيه « 5 » بر آن اولى است نزد عقل ، و هيج حاجتى نيست باكتساب آن ( ب ) برهان . مقالت بنجم از فنّ دوّم از جملهء سيّم كى در علم طبيعى است در منامات و وحى و الهام و معجزات و كرامات و آثار غريب كى از نفس صادر شود و درجات عارفان و مقامات و كيفيت رياضت ايشان تجربت دلالت مىكند بر آنك نفس انسانى را هست كى مطّلع شوذ بر بعضى مغيبات در حالت نوم . و از مردمان بعضى آنند كى آن را تجربه كردهاند از نفس خويش ، و بعضى آنند كى آن را تجربه كردهاند از غير خويش ، - جه خلقى بسيار كى مستحيل است تواطى در حق ايشان بر كذب ، حكايت مىكنند از نفوس خويش رؤيا « و » مناماتى كى واقع شده : است يا عين آن ، يا تعبير آن . ( و ) قت باشد كى اتّفاق مىافتد جماعتى را از ممرورين - و مجانين مثل اين در حال يقظه . و اكثر اين عارض ايشان [ مى ] شود نزد احوال [ ى ] جون صرع ، و غشى - كى مفسد حركات قوى حسّى ايشان باشد ،
--> ( 1 ) - ط بى : و . ( 2 ) - او - م . ( 3 ) - ط بى : ما . ( 4 ) - و اين نزد - ط . ( 5 ) - ط بى : و .