قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
699
درة التاج ( فارسى )
مقالت دوم از فنّ دوّم از جملهء سيّم كى در علم طبيعى است در قوى نباتى كى از نفس ظاهر مىشود و شك نمىكنيم كى انسان و حيوان اعجم و نبات در آن مشتركاند دانستهء كى اصول قوى نباتى سه است ، ( دو ) از « 1 » براى شخص ، و آن غاذيه ، و ناميه است ، و يكى از براى نوع ، و آن مولّده است ، و شك نيست در حصول اين سه نبات را ، و ازين جهت آن را نباتى نام كردند ، بخلاف ادراك ، و حركت ارادى ، - جه ايشان هر دو مشكوكاند در حصول ايشان نبات را . قوّت اولى غاذيه است و او آن است كى احالت غذا كند - بمشابهت مغتذى - تا بدل ما يتحلّل نشيند ، و تهيّه كند با آن تربيت - و نموّ - و توليد را ، پس فعل او احالت است بمشابهت مغتذى ، و محلّ آن فعل غذا است ، و غايت ( آن ) اخلاف بدل متحلّل با آنج تابع « 2 » آن باشد - از تهيّهء مذكوره . و خدمت اين قوّت كنند جهار قوّت : از آن جمله جاذبه است و آن قوّتيست كى مدد بغاذيه آرذ ، و او موجودست در هر عضوى از حيوان . - امّا در معده به جهت آنك حركت غذا از فم بمعده ارادى نيست ، و الّا غذا حيوان « 3 » بوذى ، و نه طبيعى ، و الّا ازدراد عند الانتكاس حاصل نشدى ، پس قسرى باشد ، نه بدفعى از فوق ، بل بجذبى از عضو ، - به جهت آنك مىيابيم از جذب مرى - و معده طعام را از فم - در حاجت شديده - بىارادت « 4 » حيوان . - و به جهت آنك معده جذب طعام لذيذ مىكند - بقعر او ، و ازين جهت حلوا بقىء در آخر بر مىآيد ، و اگر جه انسان تناول آن كرده باشد - بعد از تناول غير آن را از اغذيه . - و امّا در رحم به جهت
--> ( 1 ) - اند م . ( 2 ) - مانع - م . ( 3 ) - حيوانى - م . ( 4 ) - اودات - اصل .