قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
698
درة التاج ( فارسى )
كى مؤدّى بعلوم است ، مضعف دماغ است ، و ما مىيابيم بسيارى از مشايخ - كى جميع قواى او ضعيف مىشوذ ( الّا عقل ) كى او : يا ثابت باشد « 1 » ، - يا در ( طريق ) ازدياد . پس خرف بعضى مشايخ - و اختلال عقل « 2 » بعضى مرضى ، نيست الّا به جهت آنك گاه باشد - كى شىء را عارض شود از غير او آنج مشغول كند آن را - از فعل نفس خود ، نه به جهت آنك او را در نفس خود فعلى نيست . و ياذ كردهاند در بيان اين دو مطلب ادلّهء « 3 » بسيار - كى مناسب نديدم تطويل بذكر آنها - با آنك بعضى از آنها كى ياذ كردم ( آن را ) كافيست در بيان هر دو ، - جه : برهان بر آنك مدرك از ما جسمانى نيست مستغنى مىشويم به آن - از بيان آنك كى او مزاج بدن نيست - و نه نسب عناصر ، و بعضى از آن كى به آن بيان كرديم آن را مغنى است از كلّ آن ، و لكن جون بعضى نفوس را نتيجه روشن مىشوذ از برهانى - و بعضى را روشن نمىشوذ از آن برهان . بل بسيار باشد كى او را روشن شوذ از غير آن - بسبب اختلاف نفوس در استعداد - مر قبول يقينيّات را « 4 » و غير آن ، لا جرم تكثّر ادلّه بر مطلوب واحد ظاهر الفائده بوذ « 5 » و آن را فايدهء « 6 » ديگر هست ، و آن اينست كى جون نفس مستعدّ قبول يقين نشوذ از دليلى ، - بسيار باشد كى مستعدّ قبول آن شوذ از مجموع ادلّه ، جنانك در اقناعيّات « 7 » گفتهاند . و آن كس كى او را يقين حاصل شد از برهان واحد مستغنى شود به آن از ما سواى آن .
--> ( 1 ) - مىشود - م . ( 2 ) - عقلى - ط . ( 3 ) - آراء - م . ( 4 ) - تعيّنات را - م . ( 5 ) - ظاير الفايده بود - م . ( 6 ) - قاعده - م . ( 7 ) - اقناعات - اصل .