قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

69

درة التاج ( فارسى )

مقدّمه ملاحظه مىشود ، مورّخ است بسال 705 پس تصنيف كتاب بطور قطع از سال 705 نيز مؤخّر نبوده است ، و بنا بر اين تصنيف درّة التّاج محصور است ميان سالهاى 693 - 705 . ماخذ كتاب حاضر اما منابع كتاب حاضر در قسمت منطق و فلسفه ( - كه مسلّما قسمتى از آن از مصنّفات شهاب الدين سهروردى مقتول ، و شايد بخشى هم از شجرة الالهيّهء شهرزورى اقتباس شده ) عجالة براى نگارنده ميسّر نشد ، و حكومت در اين باب ، و دربارهء فن سوّم ( كه غالبا از ارثماطيقى كتاب الشفاء گرفته شده ) و قطب دوّم از خاتمهء كتاب ، و بسيارى مطالب علمى ديگر را اگر خداوند يارى كند ؛ بخاتمهء طبع كتاب موكول مىكنيم . امّا در ساير قسمتها : آنچه فعلا بر اين ضعيف پس از تتبّع و تفحص روشن شده بدين قرار است : 1 - مقدّمهء كتاب - كه تمام مآخذ آن را مفصّلا يا به اشاره در تعليقات شرح داده‌ايم ، و در اينجا آن مطالب را تكرار نمىكنيم « 1 » . 2 - فن اول از جملهء چهارم در اينجا مصنّف عين كتاب اقليدس را با رعايت جمع ميان روايت حجاج و روايت ثابت از تازى بپارسى نقل كرده ، و اختلاف هر يك از دو نسخه را از ديگرى ممتاز آورده ، و اضافاتى هم از خود افزوده است ، . بعدها ملا مهدى نراقى نيز كتاب اقليدس را بپارسى شرح و ترجمه كرده ، و اكنون نسخه آن در كتابخانهء مدرسهء سپهسالار موجود است ، « 2 »

--> ( 1 ) - نگاه كنيد بكتاب حاضر ج : 1 ص 132 و 177 ( 2 ) - آغاز بسمله : سپاسى كه مهندسان كارخانهء ابداع از تقدير او قاصر آيند و ستايشى كه محاسبان دفترخانهء اختراع . . . . . . اما بعد خامهء شكستهء تراب اقدام طالبان معرفت حقائق اشياء مهدى بن ابى ذر نراقى وفقه اللَّه لاكتساب ما يتمناه ، چنين نگارش مينمايد . . . . چون جامع اين فن كتابيست كه منسوبست باقليدس صورى و جمعى از حكماء اسلام آن را از زبان يونانى به عربى نقل نمودند ، و بعد از ايشان افضل الحكماء . . . مكمل فنون اولين و آخرين خواجه نصير الدين آن را تحرير و تهذيب نمود ، و زوائدى چند از اختلاف وقوع و استنباطات و براهين و تصديرات از افكار خود ، و از افكار سائر حكما به آن ضم نمود ، . . . . چون بعضى جملات تحرير اقليدس مبهم و مشكل بود علاوه به زبان عربى نوشته شده بود ، من خواستم به فارسى ترجمه كرده بعضى فوائد بان اضافه كنم . . . . و هر چند قطب فلك تحقيق ملا قطب الدين المعروف بعلامهء شيرازى اصل كتاب اقليدس را به زبان فارسى ترجمه نموده است : اما ترجمه منحصر است به فارسى نمودن اصل اشكال اقليدس ، و مطلقا متعرض بيانات و فوائد خواجه و همچنين متعرض توضيح اغلاقات و تبيين اشكالات نشده است ، و بالجمله به غير از فارسى نمودن اصل كتاب اقليدس لفظ بلفظ متعرض امر ديگرى نشده است ، با وجود اين فارسى او بر طباع اكثر اهل اين زمان غريب است ( ترجمه تحرير اقليدس - نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار ) . ولى چنين نيست كه مصنّف هيچ چيز بر كتاب اقليدس نيفزوده است چه او خود گويد : « هر چه از اصل كتاب نيست آن را جدا كرده‌ام : يا باشارت : يا باختلاف الوان اشكال و ارقام . . تا بينندگان اصل . . را از مزيد عليه . . بازشناسند » .