قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
665
درة التاج ( فارسى )
اقسام سخن دراز گفتهاند - در كتبى كى مختصّ است به آن ، و هم جنين در اعضاء ايشان ، و منفعت يك يك عضو از آن لا سيّما در آنج مختصّ است به انسان در كتب طبّ و غير آن ، و زوذ باشد كى وارد شوذ در علم نفس و بيان حكمت بارى جلّ جلاله كلامى كى متعلّق است بأين موضع و مؤخّر داشتم آن را - جه ذكر آن آنجا انسب بوذ و انفع . مقالت ششم از فنّ اوّل از جملهء سيّم كى در علم طبيعى است در اثبات محدد جهات و ذكر لوازم آن وجود اجسام سفلى كى متحرّكاند - حركتى مستقيم ، دلالت مىكند از حيثيّت مسافت حركت ايشان - بر ثبوت دو جهت « 1 » محدود مختلف بطبع ، و اگر نه اختلاف ايشان بطبع بوذى - توجّه بعضى اجسام بيكى از آن دو - و توجّه بعضى به آن ديگر جون آتش ، و زمين مثلا اولى از عكس نبوذى . و اگر خلائى بوذى فقط ، يا ابعادى مفروضه يا جسمى واحد فقط - غير متناهى ممكن نبودى كى جهات مختلفهء بالنوع را ، وجودى بوذى البتّه ، پس فوق - و اسفل ، و يمين - و يسار ، و خلف - و قدام نبودى . و ممكن نباشد كى جهت ذاهب باشد الى غير النهايه ، جه هر جهتى كى موجودست به آن اشارتيست ، و ذات آن را اختصاصيست ، و انفرادى از جهتى ديگر . و ذات جهت خالى نباشد از آنك : يا متجزّى باشد ، يا غير متجزّى . اگر متجزّى باشد ابعد از دو جزو او از « 2 » مشير ، جهت باشد ، پس جهت بكلّيّت او جهت نبوده باشد ، بل بعضى از آن جهت بوذه باشد ، و لازم آيد كى او را امتدادى باشد در جهتى ، پس نفس او جهت نبوذه باشد .
--> ( 1 ) - در جهت اصل . ( 2 ) - ابعد ازو جزو او از - ابعد از دو جزو او و از - اصل - ط .