قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
666
درة التاج ( فارسى )
و اگر غير متجزّى باشد - او را وضعى باشد لا محاله ، و الّا اشارت بأو نبوذى ، و هر جيز كى او را وضعى باشد - و او غير منقسم بوذ - او حدّى باشد ، - و غايتى كى ماوراى او ازو نباشد ، پس جهات محدوداند بأطرافى ، و غير متناهى را هيج حدّى درو نبوذ بطبع ، بل شايد كى درو آن باشد ، يا او را باشد بفرض . و هر حدّى را كى فرض كنند درو مخالف آن ديگر نباشد الّا بعدد ، - جه تمامت حدود و اطرافى كى مفروض است در غير متناهى در طبيعتى واحده باشند ، پس بعضى بفوقيّت - و بعضى بتحتيّت اولى نباشد از عكس . و جون فرض كنند جهات متقابله را در جسمى واحد - متناهى ، بر آن وجه كى در سطح او باشند - يا در عمق او ، آن نيز جايز نيست ، جه سطح او اگر كرى باشد آنج فرض كنند در آن بنوع مختلف نباشد ، و اگر مضلّع باشد آن طبيعى نباشد آن را ، - جه بيان كرده شد از بيش كى شكل طبيعى بسيط كره است . و جهات طبيعى لازم امور خارجى « 1 » از طبع نباشد ، و درين زيادت بيانى بيايد ، و مع ذلك اگر جهات درو مختلف شوذ - بحسب تقابل سطوح ، يا اضلاع آن ، پس اختلاف ايشان بعدد باشد ، نه بنوع . و اگر اختلاف بحسب آن باشد كى آنج بر نقطه ( است ) مخالف آن است كى بر خط است ، يا آنج بر خط است مخالف آن است كى بر سطح است ، واقع نشوذ بسبب آن غايت اختلافى كى واقع است در مثل علو - و سفل ، و همجنين اگر فرض كنند حدود د « ر » عمق او ، و اگر حدّى در سطح او باشد ، و ديگرى در عمق او ، آنج در عمق است واجب باشد - كى بر هر كدام نقطه كى اتّفاق افتد از عمق نباشد ، بل آن نقطهء باشد كى در غايت بعد باشد از سطح ، و آن نقطهء مركز باشد ، لا سيّما اگر شكل طبيعى باشد ، و آن مستدير است ، پس متّحدد نشود دو جهت :
--> ( 1 ) - خارج - ط .