قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

650

درة التاج ( فارسى )

در بسائط ممتزجات ما را هيج سبيلى بحصر آن نيست ، و اگر نه كثرت آن بوذى - نه بوذى آنج حاصل مىشوذ بسبب آن از انواع كاينات - و اصناف آن و اشخاص آن ، به اين كثرتى كى مشاهدست - كى بسبب كثرت در عدّ - و حصر نمىآيند . و سببيّت مزاج اين متكوّنات را ، جنانك زوذ باشد كى تحقيق كنى آن را از طريق تحصيل استعدادست مر وجود آنها را ، نه از طريق آنك اسباب فاعلى آنها باشند . مقالت جهارم از فن اوّل از جملهء سيم كى در علم طبيعى است در كايناتى كى حدوث ايشان از عناصر نه بتركيب است آنج متكوّن مىشوذ از عناصر - بىآنك يكى از آنها جزوى باشد ازو ، منقسم مىشوذ بآنج حادث مىشود فوق الارض ، و بآنج حادث ميشوذ در ارض . امّا آنج حادث مىشوذ فوق الأرض ، از آن بعضى آن است كى سبب آن اشراق آفتاب است بر مياه - و أراضى رطبه ، جه اشراق او تحليل مىكند از رطب بخارى ، و از يابس دخانى ، پس جون بخار صعود كند : بسيار باشد كى متلطّف شوذ و هوا گردذ ، و بسيار باشد كى بطبقهء بارده از هوا رسذ - و متكاثف شوذ ، و سحابى مجتمع گردذ ، و مطرى متقاطر و گاه باشد كى سحاب از تكاثف هوا باشد بسرماء سخت . و بسيار باشد كى سرما قوىّتر باشد از آن ، و سحاب را بفسراند بيش از تشكل « 1 » او به شكل قطرات ، و برف ببارذ . يا بفسراند سحاب را بعد از تشكل او « به آن » و تگرگ ببارذ . و اگر به آن طبقه برسذ اگر بسيار باشد ضباب گردذ ، و اگر اندك باشد و متكاثف شود بسرماء . شب اگر فسرده نشوذ طل فرو آيذ « 2 » يعنى شب نم ، و اگر فسرده شوذ صقيع فرو آيذ ، يعنى زاله « 3 » . و جون دخان صاعد شود مختلف با بخار و هر دو با هم مرتفع ( شوند ) تا هوا بارد

--> ( 1 ) - شكل - اصل - ط . ( 2 ) - يا طلّ فرود آيد - ط‍ ( 3 ) - ژاله .