قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

641

درة التاج ( فارسى )

بر انا از ، بهر اجزاء مائى بوذى كى متبدّد بوذى در هوا و منجذب گشتى بطاس ، بايستى كى انجذاب آن بحياض عظيمه كى بقرب اناء بوذى اولى بوذى . و اگر آن از بهر آن بوذى كى اجزاء بخارى نزد حياض و مستنقعات بيشترست ، بايستى كى متساوى نبوذى حال در آن نزد قرب احياض ، و نزد لاقرب آن . و گاه باشد كى مشاهده ميكنند در قلل جبال - كى هوا از شدّت برد منجمد مىشوذ ، و سحابى گردذ كى نه از موضعى ديگر آمذه باشد - و نه منعقد شده باشد از بخارى متصعّد ، آنگاه بينند آن سحاب را كى برف فرو افتد ، آنگاه صحو « 1 » شوذ ، آنگاه عود كند . و اگر اين حاصل نشوذ با شدّت بردى كى محيل « 2 » هواست بسبب وجود مانعى باشد ، يا فقدان شرطى - كى بر آن مطلع نشده باشيم . و صيرورت آب به هوا مشاهدست از تحلّل ابخره تا حدّى كى بيكبار كى لطيف گردذ و اقتصاد ازو زايل شوذ . و صيرورت آب به زمين در بعضى مواضع معاينه مشاهده كرده‌اند ، و اين از آن نيست كى : با آب اجزائى ارضى بوذ - و متحجّر شد ، يا آب منفصل شد و اجزاء منعقد گشت ، - جه آب را صرف مىبينند و منعقد مىشوذ در « 3 » زمانى اندك - بر وجهى كى ميدانيم كى در آب از اجزاء ارضى به قدر آن سنگى نيست كى ازو حاصل شده است ، و در آن زمان اندك اجزاء آبى متبخّر نشذه باشد ، و اگر اجزاء ارضى به اين كثرت در آب بوذى مشاهده كردندى - و جنان نيست . و اين انقلابات دالّ است بر آنك عناصر را هيولى مشترك است كى خلع صورتى مىكند ، و لبس ديگرى ، - و اگر نه اين بوذى انقلاب محال بوذى ، جه صيرورت هويّتى هويّتى ديگر را بيّن الامتناع است ،

--> ( 1 ) - صحر - ط . ( 2 ) - مخيل - م . ( 3 ) - و در - ط .