قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

628

درة التاج ( فارسى )

باقى ماند ببقاء ذات او ، و بيان كرده شد كى جنين نيست . و هيولى ديگر خالى نمىشوذ از صورى « 1 » ديگر كى اجسام به آن انواع مختلف مىشو [ ن ] د جون صورت ارضى ، و هوائى ، و فلكى ، جه اجسام مختلف‌اند در لوازم - از آن جهت كى ايشان يا قابل انفكاك ، و التيام ، و تشكّل باشند به سهولت ، جون اجسام رطبه ، يا بعسر جون يابسه ، يا قابل اينها نباشند جون محدّد جهات جنانك بذين زوذى بدانى ، و اختلاف در لوازم مقتضى اختلاف باشد در ملزومات . پس مقتضى اين امور جرميّت متشاركه « 2 » در جميع اجسام نباشد ، جه اگر اقتضاء جيزى ازينها كردى « 3 » هر جسمى جنان بوذى و جنين نيست . و نه هيولى نيز ، جه او قابل آن است ، و قابل فاعل مقبول نباشذ ، پس اين امور را علّتى بايد غير اين هر دو . و آن علّت اگر مقارن اجسام نباشد نسبت او با جميع اجسامى كى قابل باشند ازو متساوى باشد ، پس تخصيص بعضى از آن بصفتى معيّن ، دون بعضى بىاستحقاق آن بعض او را تخصيص باشد بىمخصّصى ، و اين محال است . آنگاه « 4 » فاعل افادت استعداد قبول ، و عدم قبول نمىكند ، الّا بافادت جيزى كى مقتضى ايشان است ، جه استعداد قبول - و لا قبول مستعد را بذات خوذ است ، نه بجعل جاعلى . و اگر آن علّت مقارن اجسام باشد ، آن صورت نوعى مذكور باشد . و از آن جهت واجب شد تعلّق او بهيولى - كى واجب است تعلق او بامور انفعالى . و هم جنين است حال در آنك هيولى لابد باشد او را از استحقاق مكانى خاصّ ، يا وضعى خاص . و بوذن جسم بر وجهى كى مستحق اينى « 5 » يا كيفى يا غير ايشان است غير حصول او باشد در آن اين ، و بر آن كيف ، و ازين است كى كونه على تلك الصّفة ازو زائل مىشوذ ، و استحقاقه لأن يكون علي تلك الصّفة

--> ( 1 ) - صورتى - ط . ( 2 ) - مشتركه - م - مشترك - ط . ( 3 ) - نه كردى - اصل . ( 4 ) - اما - ط . ( 5 ) - اين - ط .