قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
536
درة التاج ( فارسى )
خواص و لوازم اوست ، كى خارج است از ماهيت او . و جون تعريف عشره كنند بآنك عدديست مركّب از عددى جنين ، و عددى جنين ، آن رسمى « 1 » باشد ، و تنبيهى ، نه حدّى . و حال نوع از عدد در وحدت او باعتبارى ، و كثرت او باعتبارى ديگر ، جون حال مقدار است ، در وحدت او از جهت اتصال ، و كثرت او از جهت اجزائى كى دروست به قوت . مقالت دوّم از فن دوّم از جملهء دوّم كى در فلسفهء اولى است در كميت غير قاره و آن زمان است جون فرض كنيم سه جسم متحرك را بر سه مسافت بهم جون سه كرهء متساوى ، كى سه شخص او را تحريك كنند بجهات مختلف ، يكى اسرع ، و يكى ابطأ و يكى متوسط ميان ايشان ، و هر سه ابتدا به حركت كنند معا ، - سريعه مثلا دو دور حركت كند ، و بطيئه يك دور ، و هر دو منتهى شوند معا ، و متوسط از حركت بازايستد بيش از ايشان ، و يك دوره بكند ، بس سريعه و بطيئه ، مشتركاند در ابتداء ، و انتهاء معا و متخالف در مسافت ، و متوسط مشارك بطيئه است در مسافت ، و مشارك سريعه در آن ، بس سريعه مخالف بطيئه ، [ و ] متوسطه است در مسافت ، و مشارك بطيئه در جيزى كى به آن مخالف متوسطه است . و آن شىء محرّك نيست ، و نه متحرك [ و نه حركت ، ] و نه آنج متعلق باشد به او از مسافت ، و سرعت ، و بطوء ، جه محرك هر يكى غير محرك آن ديگرست ، و متحرك غير متحرك ديگر ، و حركت غير حركت ديگر ، - و نه متعلق به آن ، و ميان ايشان معيّتى است كى متساوى است در بعضى از آن ، و آن ما منه ، و ما اليه است ، و همه مشتركاند در جيزى از آن ، و آن مدت است ، و زمان ، و هر سه مشتركاند دربارهء « 2 » از آن ، و دو مشتركاند در همهء آن . بس اين مدت و زمان ( را ) ادراك كردهاند بملاحظهء ذهن ، و جزو او مساوى « 3 »
--> ( 1 ) - اسمى - اصل . ( 2 ) - در مادهء - اصل . ( 3 ) - و مساوى - م .