قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

531

درة التاج ( فارسى )

( فن دوم ) از جملهء دوم در فلسفهء اولى « 1 » ( در اقسام اعراض وجودى و اعتبارى ) و آن هفت مقالت است ( مقالت اوّل ) در مقادير [ و ] اعداد كى كميت قار الذات شامل ايشان باشذ اقسام مقدار سه است : خط ، و سطح ، و بعد تام ، و آن را جسم تعليمى خوانند ، بس خط طولى باشد تنها ، بىاعتبار عرض ، و عمق ، و ( لى ) سطح طولى و عرضى باشد فحسب ، بىاعتبار عمق . و بعد تام طول « 2 » و عرض ، و عمق است . و فرق ميان اين مقادير و ( ميان ) جسم طبيعى ، آن است - كى هر يكى ازين مقادير متبدّل ميشوذ بر جسمى واحد ، با آنك آن جسم به حال خود باشد ، بىتبدّلى ، و متبدّل غير ، غير متبدّل باشد . نمىبينى كى باره « 3 » موم را ، ( جون ) مشكل كنى باشكال مختلف ، جگونه طول او زيادت ميشوذ يك بار ، و كم ميشوذ ديگر بار « 4 » ، و هم جنين عرض ، و عمق آن با آنك جسميّت او در جميع احوال همان است كى بوذ . بس هر يكى از خط ، و سطح ، و عمق ، عرض « 5 » باشند در جسم ، بس مجموع ايشان نيز كى بعد تام است هم عرض باشد ، جه متقوم نشوذ جوهرى بمجموع اعراضى كى او را غير ايشان مقوّم نباشد « 6 » . و هيچ يك را ازين امتدادات وجودى در اعيان باستقلال نيست . اما خط به جهت آنك اگر در اعيان باشد آنج ملاقى ازو باشد جهت سطح را غير آن باشد كى ملاقى باشد ازو جهت ديگر را ، بس در عرض منقسم شوذ . و سطح اگر هم جنين بيابند ملاقى ازو جهت جسم را غير ملاقى باشد

--> ( 1 ) - كه در فلسفهء اولى است - ط . ( 2 ) - طولى - اصل . ( 3 ) - مادهء اصل . ( 4 ) - يك بار - م . ( 5 ) - عرضى - م - ط . ( 6 ) - اعراض نباشد - اصل .