قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
46
درة التاج ( فارسى )
نامهء كه ميان دولتين مبادله شده وى را « اقضى القضاة » ناميدهاند « 1 » ، قطب الدين ظاهرا در همين سفر بشام آمد ، و در آنجا چندى كتاب قانون - و كتاب الشّفاء ابن سينا تدريس كرد ، و از آنجا بتبريز رفته ، تقريبا چهارده سال منزوى گرديد ، و از آن پس بتصنيف و تأليف پرداخته است . اكنون در ترجمهء مصنّف گفتار ابو القاسم كازرونى در تصنيف او سلّم السماوات را از روضات الجنّات « 2 » ، سطر بسطر نقل - و انتقاد مىكنيم ، و عبارت او اينست : گفتار كازرونى « اصله » يعنى المصنّف « من قرية دوتنك كازرون » نام قريهء دوتنك را در مآخذ مربوط نيافتم ، « و مدفنه فى جرنداب تبريز قرب قبر المحقق البيضاوىّ » ( متوفى بسال 685 يا 691 ) و چرنداب از مقابر معروفه است كه شمس الدين محمد خطيب تبريزى ( متوفى بسال 745 ) و خواجه صائن الدين يحيى ( متوفى بسال 683 ) و خانوادهء شمس الدين صاحب ديوان « 3 » و جمعى ديگر از دانشمندان آنجا به خاك سپرده شدهاند ، « و كان تلميذا للكاتبىّ القزوينى » ( المتوفى سنة 675 ) « ثم لمّا اتى المحقّق الطوسىّ ره الى قزوين ، و شرّف بقدومه المبارك منزل الكاتبىّ المذكور اراد الكاتبىّ ان يقابل تشريفه ذلك بشيء جميل فسلّم اليه عند ارتحاله
--> ( 1 ) - نگاه كنيد بوصّاف الحضره ج : 1 ص 113 - 118 و بمختصر الدول ابن العبرى چاپ بيروت 1890 ص 506 - 518 - كه هر دو عين نامه را نقل كردهاند . ( 2 ) - در روضات الجنات باب القاف ( ص 530 - 533 ) شرح حال مصنّف ذيل ترجمهء قطب رازى از رجال شيعه ايراد شده ، و محدّث نورى نور اللَّه سرّه ترجمهء قطب رازى را در خاتمهء جلد سوّم مستدرك الوسائل در باب بحث از مشايخ ايراد و انتقاد فرموده ، متعرّض انتقاد شرح حال قطب شيرازى كه از رجال اهل سنّت است نشدهاند . - و اينك ما با گفتار در پيرامون اين قسمت انتقاد آن فصل كتاب را تكميل نموديم ، بخصوص - كه كازرونى همشهرى مصنّف است ، و شرح حالى كه او نوشته معروف شده ، صاحب معجم المطبوعات ( ج 2 : 1175 - 1176 ) آن را بكمال تدقيق ستوده است ، معاصرين هنگامى كه بترجمهء مصنّف مىپردازند غالبا از آنجا سرچشمه مىگيرند . ( 3 ) - نگاه كنيد بوصاف الحضره چاپ بمبئى 1269 ج 1 : دو برگ آخر .