قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

447

درة التاج ( فارسى )

و نفس ايمن باشذ از تواطؤ بر كذب . و درين نيز قوّتى قياسى است . و گاه باشذ كى يقين حاصل شود از عددى ، و از اكثر از آن حاصل نشوذ . - مثال آن : علم « ( ما ) » بوجود مكه در زمان ما ، و جالينوس در زمان متقدّم . ششم فطريات القياس - و آن قضايائى است كى تصديق به آن كنند از براى وسطى كى از ذهن غايب نشود ، بل در خاطر گذرد با « 1 » خطور حدّى المطلوب در خاطر ، بس محوج نگرداند بطلب آن ، جنانك علم ما بآنك - الاثنان « 2 » نصف الاربعه ، از براى قياسى برين وجه - كى اثنان عددى است كى اربعه منقسم مىشوذ به آن - و بمساوى آن ، و هر عددى كى جنين باشذ نصف اربعه باشذ هفتم حدسيات - و آن قضايائى باشذ كى نفس حكم يقينى به آن از براى قراينى كند ، غير آنك در مبادى ذكر رفت ، و آن قراين محصل استعداد تامّ باشذ - مر حصول يقين را ، و بر منطقى نيست كى طلب سبب كند در آن بعد از آن شك نكند در وجود آن . و هيج يك ازين مبادى حجت نباشذ بر غير ، جون او را يقين از آن حاصل نشده باشد ، جنان كى تو را حاصل شذه باشذ جنانك : علم تو بآنك نور قمر مستفاد است از شمس ، و لكن ناظر در آن حدس مىكند از اختلاف تشكلات او بحسب اختلاف اوضاع آن ، و از شرط واجب القبول آن نيست كى قضيه ضرورى باشذ - بل گاه باشذ ضرورى باشد - و گاه باشذ كى غير آن باشذ - از جهات ، جون امكان - و اطلاق ، جه مراد بوجوب هر قضيه صدق متيقن اوست ، بس اگر ضرورىّ باشذ صدق او در ضرورت « 3 » او باشد ، و اگر ممكنه باشذ - صدق او در امكان او باشذ ، و اگر مطلقه در اطلاق او . و برهان منقسم مىشود ببرهان « 4 » لمّ و برهان انّ

--> ( 1 ) - يا - اصل . ( 2 ) - الاثبات - اصل . ( 3 ) - ضروب - اصل . ( 4 ) - و برهان - اصل .