قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

404

درة التاج ( فارسى )

خواه ممكن است - و خواه محال - از يك جهت جز اقتضاء يك جيز نكند ، و اگر اقتضاء دو جيز كند « 1 » از دو جهت باشذ ، بس اب از آن روى « ( كى ) » ملزوم ج د باشذ ، غير اب باشذ از آن روى كى ملزوم لا « 2 » ج د باشذ ، بس مقدّم . بحقيقت متحد نباشذ . - و سخن ما در اتحاد مقدّم است . و فيه دقّة فليتامّل . تعليم دوم در تناقض بدانك متقابلان دو مختلف باشند - كى جمع نشوند « 3 » البته در محلّى واحد . و ايشان هر دو اگر وجودىّ باشند ، و ماهيت هيج يك ازيشان معقول نباشذ بقياس با آن ديگر متضادّان باشند ، و اگر ماهيت هر يكى معقول باشذ به نسبت با آن ديگرى متضايفان باشند « [ حقيقىّ ] » جون : ابوّت و بنوّت و مشهورى - جون اب و ابن . و اگر هر دو وجودى نباشند و « 4 » اعتبار تقابل كنند ميان ايشان به نسبت با موضوعى كى قابل امر وجودى باشذ ازيشان بحسب : شخص او يا نوع او ، يا جنس او - ايشان عدم - و ملكهء حقيقىّ باشند ، - يا بحسب وقتى كى ممكن باشد در آن وقت حصول امر وجودى او را ، ايشان عدم - و ملكه مشهور باشند . و اگر اعتبار نكنند دريشان « 5 » متقابلان باشند ، - تقابل سلب و ايجاب بسيط ، - جون تقابل فرس - و لا فرس ، و مركّب - و آن تقابل رفع باشذ اگر « 6 » لذاته اقتضاء انقسام صدق - و كذب نكند ، جون تقابل زيد انسان ، -

--> ( 1 ) - مىكند - م . ( 2 ) - در - م . ( 3 ) - در - م . ( 4 ) - ازيشان - اصل . ( 5 ) - و اگر - ط . ( 6 ) - ازيشان - اصل .