قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

37

درة التاج ( فارسى )

خرقه پوشانيد « 1 » همين كه چهارده سال از عمر مصنّف سپرى شد ، پدرش ضياء الدّين مسعود درگذشت ، فرزند را بجاى او در بيمارستان بپزشكى و كحّالى گماشتند ، قطب الدين هم آنجا مانند ساير طبيبان گاهى بمداواى بيماران - و گاهى بمطالعهء كتب طبّى مىپرداخت ، تا ده سال برين منوال گذرانيد ، ولى - همواره بشغل و همكاران خويش به چشم حقارت مىنگريست ، و مىانديشيد كه از همه پيش بيفتد ، - تا يكسره دل در هواى تحصيل بست ، و كليات قانون ابن سينا را نخست پيش عموى خود كمال الدين ابو الخير بن المصلح الكازورنى تلمّذ كرده پس از آن بدرس شمس الدين محمد بن احمد الكبشى « 2 » ، و بعد از اين در حوزهء شيخ الكلّ شرف الدين

--> ( 1 ) - اين فقير كى مؤلّف اين اوراق است ، يعنى اين دو باب آخر - جنانك در فهرست كتاب اشارت به آن كرده شد ، خرقه بوشيد از شيخ نجيب الدين على بن بزغش الشيرازى قدّس الله روحه ، و او از شيخ الشيوخ شهاب الدين السهروردى روح الله سره ( درة التاج : قطب چهارم - باب دوم - فصل دوم ) . نجيب الدين على بن بزغش الشّيرازى ( متوفى بسال 678 ) پس از آنكه بر دست سهروردى خرقه پوشيد از وى اجازه گرفته بشيراز بازگشت و هم آنجا متأهل شد ، و خانقاه ساخت ، نجيب الدين از مشايخ مشهور صوفيه است ، ميان او و انكيانو ترك كه در ما بين سالهاى 667 - 670 از طرف اباقاخان حاكم شيراز بود ملاقات حاصل شد ، انكيانو از وى حقيقت انسان پرسيد ، و از جوابهائى كه از شيخ شنيد ( به شرحى كه در وصاف الحضرة ج : 2 ص 193 - 194 آمده ) بوى ارادت ورزيد ، و همو است كه صفىّ الدين اردبيلى ( جد پادشاهان صفويّه ) بشوق زيارتش بشيراز آمد ، ولى وقتى رسيد كه نجيب الدين وفات كرده بود ، و فقط بديدار پسرش ظهير الدين عبد الرحمن نائل شد ( نگاه كنيد بصفوة الصّفا چاپ بمبئى 1329 ص 18 - 21 - 67 ) و براى اطلاع بيشتر از شرح حال او بنفحات الانس جامى ( چاپ بمبئى ص 421 ) . ( 2 ) - شمس الدين محمّد بن احمد الكبشيّ الشافعىّ استاد علامهء حلىّ در سال 665 ببغداد آمده تدريس نظاميّه بوى تفويض شد ، فرمانداران و دانشمندان بدرسش حاضر آمدند ، چندى برين منوال مىگذرانيد ، بالاخره بديدار بهاء الدين جوينى باصفهان رفت ، و ظاهرا پس از مرك بهاء الدين ( بسال 678 ) بشيراز مراجعت كرده هم آنجا در سال 694 درگذشت . - ( نگاه كنيد به الحوادث الجامعة چاپ بغداد 1251 ص 358 - 489 . - و لؤلؤتى البحرين چند ورق مانده به آخر ) و كبش - نام - موضعى است در بغداد ، آن سوى حربيه ( نگاه كنيد بكتاب الانساب سمعانى ورق ب 473 ) .