قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

360

درة التاج ( فارسى )

و جون معنى موجبهء كلّى معلوم شذ معنى محصورات « 1 » سه‌گانه باقى معلوم شوذ ، جه موجبهء جزئىّ حكم مىكند بر بعضى از آنج موجبه كلّى بر آن حكم مىكند ، و سالبه رفع آن مىكند - كى موجبه اثبات آن كرده باشذ و بدانك مذهب بعضى از قدما آنست : كى معنى كل ج ب آنست كى هر يكى از آحاد جيم كى موجود باشند در خارج در ماضى يا در حال ، موصوف باشند به آنك ايشان ب‌اند در آن وقت . و اين اقتضاء صدق طرفين اعنى عنوان و محمول كند بر موجودات خارجىّ ماضى ، يا حاضر ، و انحصار حكم بريشان ، و اين مطلقهء ايشان باشذ ، و ضروريّه ايشان آن باشذ كى مشتمل باشذ بر ازمنهء ثلثه . و ممكنهء ايشان بحسب مستقبل باشذ تا معنى كل ج ب آن باشذ كى [ هر ] فردى از آحاد جيم در هر وقت از مستقبل كى فرض كنند صحيح باشد كى ب باشذ ، و صحيح باشد كى نباشذ . بس اگر ممكن باشذ كى وقتى بيايذ كى هيج حيوان غير انسان نباشذ كلّ حيوان انسان بيش از آن ( وقت ) بمذهب اين قوم ممكنه باشد ، و در آن وقت مطلقه و شيخ در شفا اين مذهب را بسخافت و اختلال وصف كرده است ، و گفتهء : كى جون بگوئيم كل ب ا و مراد از آن هر واحدى باشذ از موصوفات بب در وقتى ، بعضى از ما يوصف بب [ ا ] باشذ و كلّ ب اعمّ است از آن [ جه او متناول موجودات خارجى و ذهنى است ، خواه ممكن باشد در خارج و خواه ممتنع ] « 2 » بعد از آن خواست شيخ كى بيان كند كى مطلقه اين نيست كى ايشان گفته‌اند كى در زمان ماضى باشذ - يا حال - از آن جهت كى ما را قضايا است كى موضوعات ايشان امورى است كى

--> ( 1 ) - محصولات - اصل . ( 2 ) - ما بين دو قلاب توضيحى است از مصنف كه در اصل و در كتاب الشفاء نيست و از دو نسخه « م » « ط » گرفته شده است .