قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

312

درة التاج ( فارسى )

نباشذ بل كى در دلالت بر معنى محتاج بضميمه باشذ جون احتياج لام تعريف در دلالت بر تعريف به اسمى كى تعريف او كند جنانك الرجل ، بخلاف دلالت رجل بر مرد ، جه بهيج ضميمه محتاج نيست ، اين محتاج را نحويان حرف خوانند ، و منطقيان اداة ، و اگر مستقل باشذ بدلالت ، يا دلالت بر نسبتى كند و زمان معين آن نسبت از ازمنه ثلاثه كى ماضى ، و حال ، و استقبال است ، يا دلالت بر جنين نسبتى و زمانى نكند ، ( اكر نكند ) آن را اسم خوانند ، و او ( يا ) بر ذوات دلالت كند جون انسان ، يا بر صفات ، جون نطق ، يا بر هر دو ، جون ناطق ، و او ديگر يا بر نفس زمان دلالت كند جون يوم ، و ليله ، و شهر ، و سنه ، يا بر مجموع زمان و معنى ديگر جون تقدّم ، و اصطناح ( كذا ) يا بر معنى كى لا محاله واقع باشذ و زمانى « 1 » غير محصل جون ضارب و مقدم « 2 » جه زمانى كى در مقدم « 3 » است دلالت بر ماضي ندارذ ، و از اين جهت متصرف ميشوذ بماضى ، جنانك در تقدّم و بمستقبل جنانك در يتقدّم ، و فرق ميان اين نوع از اسم و فعل به آن بوذ كى زمان اسم غير محصل بوذ جنانك گفتيم ، و زمان فعل محصل بوذ جون زمان ضرب [ و ] بضرب ، و او ديگر يا جامد بوذ ، يا سايل ، جه اگر ازو اشتقاق نتوان كرد جون : جدار ، جامد بوذ ، و اكر توان كرد جون حدّاد سايل ، . و اگر دلالت كند بر نسبت و زمان مذكور آن را كلمه خوانند باصطلاح منطقيان ، و فعل باصطلاح نحويان ، و فعل در بيشتر لغات مشتق بوذ ، جنانك در لغت عرب از اسمى مشتق است كى آن را مصدر مىخوانند بنا بر مذهب بصريان . بخلاف كوفيان كى گفته‌اند كى مصدر مشتق است از فعل ، جه اين مذهب باطل است ، بوجوهي كى ذكر آن اينجا مناسب نيست ، و در كتب عربيت مذكور و مسطورست

--> ( 1 ) - در زمان غير محصل - م . ( 2 ) - و متقدم - م . ( 3 ) - در متقدم است - م .